{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین وعده ی دیدار من و باران بود

آخرین وعده ی دیدار من و باران بود
این هوای دو نفر،بی تو چه بی عنوان بود

ذهن من زمزمه ی یاد تورا خط میزد
یادت اما چه نهان.. گوشه ی دل پنهان بود

کافه اینبار دمادم به دلم می تازید
آخرین کافه ی تاریک و شب و فنجان بود

موی من رنگ شبش را به دلم میپاشید
مثل یک جنگ زده..شهردلم ویران بود

مرگ درپشت همین خانه کمین کردونشست
بغض ..از خاطره ها یکسره آویزان بود

گفته بودی که یقین کن ..بخدا..میمانم
اخرین مهلت افسونگری ایمان بود

همه ی فاصله ها دردل من روییدند
و فرو ریخت مرا،فاصله نه!طوفان بود
دیدگاه ها (۳)

آخرین وعده ی دیدار من و باران بوداین هوای دو نفر،بی تو چه ب...

آخرین وعده ی دیدار من و باران بوداین هوای دو نفر،بی تو چه ب...

💕🫂... درمیان دست هایت عشق پیدا میشودزیر باران نگاهت نسترن وا...

غزلی زیبا از حافظ

همه‌ی آرزوهام با رفتن تو مُردن ❤️‍🩹#میخواهم_زنده_بمانم #پدرا...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط