{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی شاید،

زندگی شاید،
شعرِ پدرم بود که خواند
چایِ مادر که مرا گرم نمود
نانِ خواهر که به ماهی ها داد
زندگی شاید،
لبخندیست که دریغش کردیم!

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۴)

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

نقطه ی آرامش

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

پدرم نیست ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

سهراب سپهری شاعر و نقاش

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط