{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عدم هست شدم

از عدم هست شدم
بر زندگی پیچیدم
ظلمت حادثه را، ابر شدم ، باریدم
من از عصیان لو رفته ی
یک بغض و یک درد
من از ابری باران خورده ی
گریه ی مرد
من از آبی عشق
من از سرخی درد
من از لیزترین سمت گناه می آیم
من از سجده ی پررنگ دعا
در نیازی وسواس
من از تلخ ترین نیش بلا می آیم

و........................................ #شهزاد
دیدگاه ها (۲)

ببار بارانکه از یاران بجز درد و بلا چیزی نمی باردببار بارانک...

نگاه شب سکوت خلوت کوچه نجوای موزون آتش در رنگدانه های بی نظی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط