{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توو زندگیمون بیشتر از همه چیز ،

توو زندگیمون بیشتر از همه چیز ،
به شب اطمینان کردیم ...
همه ی شبایی که چشامونو بستیم و تنمونو سپردیم به خواب ، میدونستیم این روحی که داره از تن جدا میشه ، ممکنه دیگه هرگز برنگرده
ولی همیشه آرامش خواب اونقدری بوده که با زیر سر گذاشتن بزرگترین ترس دنیا ، روحمونو سپردیم بهش ...

دوست داشتنت مثل تکیه زدن به پرتگاهه
مثل پاگذاشتن رو لغزنده ترین سنگ درست لبه ی یه دره ی عمیق
مثل نشستن رو ریل قطار
مثل چشم بسته رد شدن از خیابون

دل سپردن بهت ، درست مثل همون لحظه های قبل خوابه ، همیشه این احتمال هست که هیچ برگشتی وجود نداشته باشه ، اما اون آرامشه ، اون رهاشدنه ، باعث میشه به هر اتفاقی که ممکنه بعدش بیفته تن بدی
دیدگاه ها (۲)

چه برد شیرینی بود خعلییییی چسبید 😍 😍 😍 😍 خیلی خوبه این شیر ک...

در بلند ترینجای شهر دوستت دارم رافریاد می زنم....جایی کهباد ...

هیچ چیزاز صدای عقربهصدای دقیقه ها و ثانیه هابی احساس تر و شو...

همیشه حرفی بزن که بتوانی آنرا بنویسیچیزی را بنویس که بتوانی ...

My professor Part:48چشمامو با ساعدم پوشوندم و بقیه ی حرفای ق...

به نام خدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط