{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا که خاتون تمام قصه هایم می کنی

یا که خاتون تمام قصه هایم می کنی

دست در گیسوی من با شیطنت های لبت
قند را، هم صحبتِ فنجان چایم می کنی

هر زمستان وقتی از سرما تنم یخ می زند
با تن مردانۀ خود آشنایم می کنی

تو همان غارتگر معروف آتش پاره ای
بر دلم آتش زدی، حالا رهایم می کنی؟

من دلم طاقت ندارد، قصه را پایان بده
بی وفا! امشب چه با این بوسه هایم می کنی؟
※※※※※※※※※※※※※※※
همـ؁ـای مستـ؁ـاڹ
※※※※※※※※※※※※※※※
دیدگاه ها (۱)

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

مرد بی رحم

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط