{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مارگارت دستان سرد امیلی را گرفت

مارگارت دستان سرد امیلی را گرفت
او درخوابی بلند فرو میرفت -
چشمانش را برای همیشه میبست
آن چشمانی که امواج دریا درونشان دیده میشد .
چشمانی که شعله ی عشق درونش زبانه میکشید .
برای همیشه بسته میشدند ...
دیدگاه ها (۰)

صورت شما کتابی است که مردم می‌توانند از آن چیزهای عجیب بخوان...

آن‌ها به من خندیدند؛ چون متفاوت بودم؛من به آن‌ها خندیدم، چون...

Nanimonai..🐢فقط دلمون برات یزره بیشتر از بینهایت تنگ میشه ها...

سایت مانگا سیتی معتبر هست برای خرید مانگا؟!کسایی که مانگا می...

کپشن باشد؟ویدیوی اسلاید دومو فقط بخاطر بانو گذاشتم🗣°°°°°°°°°...

پارت ۴۷فردا. همان فردا. اما انگار دیروز است. انگار هیچ روزی ...

بدون کامنت خوندی خدا از توی هلقومت بکشش بیرون ۳۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط