رمان نویسی
رمان نویسی
در یک نگاه
موتورم پارک کردم موتور جی جی آخر
و نوشابه رو داشتم میخوردم و به حیاط مدرسه نگاه میگردم که خوردم به یه پسر خوشگل و نمیدونم وقتی داشتم به چشماش نگاه می کردم قلبم انگار داشت در میومد از جاش و پسره داد زد خانم پیکمی آخی تازه اومده دوست دارم به اینو اون بخوره و من عصبانی شدم و داد زدم خفه شو عوضی هول که همونجا زنگ خورد و داشتم میرفتم سر کلاس که همه میگفتن که دختره سر الکس داد زد واییییییییییی بعد که داشتم میرفتم گوشیم زنگ خورد السا بود داشتم بهش میگفتم چه مدرسه خوبی و همینجوری که حرف میزنم همه میرفتن سر کلاسشون و من همه بعد از چند دقیقه قطع کردم و دیدم یک نفر از کمرم منو گرفته و دستاش خیلی سرد بود و گفت پیکمی وای باز اون پسره ببخشید پیکمی ستاره ای آخه لباس و شلوارت ستاره داره و اومدم بگم خفه شو که دستم گرفت و منو برد استخر و...
در یک نگاه
موتورم پارک کردم موتور جی جی آخر
و نوشابه رو داشتم میخوردم و به حیاط مدرسه نگاه میگردم که خوردم به یه پسر خوشگل و نمیدونم وقتی داشتم به چشماش نگاه می کردم قلبم انگار داشت در میومد از جاش و پسره داد زد خانم پیکمی آخی تازه اومده دوست دارم به اینو اون بخوره و من عصبانی شدم و داد زدم خفه شو عوضی هول که همونجا زنگ خورد و داشتم میرفتم سر کلاس که همه میگفتن که دختره سر الکس داد زد واییییییییییی بعد که داشتم میرفتم گوشیم زنگ خورد السا بود داشتم بهش میگفتم چه مدرسه خوبی و همینجوری که حرف میزنم همه میرفتن سر کلاسشون و من همه بعد از چند دقیقه قطع کردم و دیدم یک نفر از کمرم منو گرفته و دستاش خیلی سرد بود و گفت پیکمی وای باز اون پسره ببخشید پیکمی ستاره ای آخه لباس و شلوارت ستاره داره و اومدم بگم خفه شو که دستم گرفت و منو برد استخر و...
- ۱.۹k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط