{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتش باید یه کاری کنم تلافی صبح گفتم نمیتونی وبعد دیدم

گفتش باید یه کاری کنم تلافی صبح گفتم نمیتونی وبعد دیدم اومد نزدیکم دستشو گذاشت روی شانه‌ام و فشار داد و من افتادم توی استخر ۵متری ومن از استخر و دریا میترسیدم چون وقتی بچه بودم داشتم غرق میشدم و تا جای یادمه که انقدر خواهش کردم منو بیاره بیرون ومن پسره عوضی داشت میرفتم بیرون و من چشمام بسته شد( دیده اکس)
داشتم میرفتم که خواهش می‌کرد که منو نجات بده ولی من نمیکردم که صداها قطع شد و دیدم نیست‌و رفتم بالای استخر دیدم غرق شده و من یونیفرم رو در آوردم و رفتم توی استخر و آوردمش بالای استخر و از استخر در آوردمش بیرون و مجبور شدم تنفس مصنوعی بدم و بهدش کلی آب بالا آورد تو صورتم و ناگهان صدای سرایدار مدرسه اومد وگفت اینجا چه قلطی میکنین و مارو برد دفتر مدیر که مدیر‌گفت تا یک هفته حق مدرسه آمدن نداریم و از جلو چشمم دور چشید و ما میرفتیم که...


🎀ممنونم بابت حمایت هاتون 🎀
دیدگاه ها (۲)

رمان نویسی پارت ۲در یک نگاه موتورم پارک کردم موتور جی جی آخ...

https://splus.ir/AccelerationAccelerationآیدی پیچ سورش من ...

چرا دوستم نداری۴

Plan Aویو تیلور: هرچی سعی میکردم حرف بزنم نمیشد انگار زبون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط