با پدرم جدول حل میکردم که گفتم پدر نوشته دوست عشق مح

با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه …
اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد …
… تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی …
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری …
دیدگاه ها (۱)

.پدر مثل خودکار می مونهشکل عوض نمی کنهولی یه دفعه می بینی که...

راحت نوشتیم بابا نان داد !بی آنکه بدانیم بابا چه سخت ، برای ...

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلندزندگی شیرین است، مثل ش...

رمان نابودی پارت ۲

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۳۲

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part 2&ولی... "کافیه (عصبی) &چ... چشم ببخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط