{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سمی و زیبا مثل گل های لیلیوم p

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p⁴ »
‌‌‌
لیلیا با شنیدن هدف باکوگو نگاه تاسف باری بهش کرد و روبه هر سه تاشون‌ گفت : چطوره امروز لباس های قهرمانیتون‌ رو بپوشین‌ و باهم بریم یه‌‌ گشتی بزنیم؟
هرسه تاشون‌ موافقت کردن‌
نیم ساعتی گذشت و لیلیا هم با لباس های قهرمانیش‌ از اتاق اومد بیرون‌ ( تاپ‌مشکی‌ ، شلوارک مشکی و بند های حفاظتی مشکی و نیم بوت های مشکی ، خواهرمون علاقه شدید به مشکی داره ، و دست کش های مشکی که انگشت‌ هارو نمیپوشوندن‌ )
هر چهارتاشون‌ اماده بودن که یهویی لیلیا‌ تبدیل به الف شد و احساس خطرش به شدت زیاد شد و با نگرانی از خودش توی آینه نگاه‌ کرد که موهاش مشکی شد بود و گوش هاش تبدیل به گوش های اِلف ها شده بود و چشمهاش‌ به رنگ طوسی در اومد و لباسش‌ یه پیراهن‌ سفید مشکی بود که کمربند برای شمشیر داشت و نیم بوت هاش دو لنگه یکی مشکی و یکی دیگه سفید شده بودن ، خوشبختانه‌ لباسش مناسب جنگ بود و یهو به سه تا دانش آموزی که داشتن‌ با حیرت بهش تماشا‌ میکردن نگاه کرد و گفت : بچه ها سریع دنبالم بیاید‌
و چهارتایی زدن بیرون و لیلیا با سرعت خیلی زیاد به سمت محلی که حس خطرش میگفت رفت و شوتو از این سرعت تعجب کرد بود و هر سه تاشون نمیتونستن به سریعی اون برسن‌ و کمی کلافه شده بودن حین راه لیلیا عینکشو‌ زد و تونست‌ بیرون رو بهتر ببینه و بلاخره ایستاد‌ و با مرد لجنی روبه رو شد و به سه تا دانش آموزش گفت که عقب باشن و خودش حالت آماده حمله‌ گرفت که مرد لجنی گفت : مشتاقم‌ ببینم یه اِلف چه مزه ای داره
و بعد حملات‌ سنگینی‌ از لجن رو شروع کرد که به اولین حمله اش میگفت‌ تیر لجنی این حمله طوری طراحی شده بود که تیکه های لجن با سرعت به سمت هدف پرتاب میشدن‌
لیلیا سریعا دستشو‌ روی صورت شوتو گذاشت و گفت : من این دوتا قرض میگیرم شوتو‌ ( نکته : وقتی لیلیا در حالت اِلف باشه نمیتونه از اون یکی کوسه استفاده کنه )
شوتو که متعجب شده بود و میخواست اعتراض کنه با حرکت لیلیا از شدت تعجب زیاد به باکوگو نگاه کرد
لیلیا قدرت یخ شوتو رو به کف پاهاش رسوند و روی تیر های لجنی به سمت مرد لجنی دوید‌ و با قدم گذاشتن روی هر لجن ، اون لجنا تبدیل به یخ میشدن‌ و شمشیرش رو بیرون آورد ‌و با آتیش داغش کرد و مرد لجنی رو از وسط به دو تیکه تقسیم کرد و گفت : تو یک نِمو‌ هستی ( انسان هایی که اونقدر بهشون کوسه تزریق میشه که تبدیل به هیولا میشن ) و اتیش باعث میشه لجن بسوزه ، یالا مرد انسان شو‌ .
اما اون ضربه کافی نبود پس لیلیا شروع کرد به خوندن یک‌ وِرد مخصوص برای اینکه بتونه یه هیولا رو تبدیل به انسانی که بوده کنه و مرد لجنی تبدیل به یک انسان شد‌ ‌.
‌پلیس ها سریعا از لیلیا تشکر کردن‌ و مرد لجنی رو دستگیر‌ کردن‌ که لیلیا با چشم‌ از بین افراد دنبال یک نفر می‌گشت
افکار لیلیا : یالا پدر میدونم اینجایی‌ میدونم هدف بعدیت خودمم‌ بیا ، بیا و با من مبارزه کن ، من بدترین کابوس تو هستم
‌که یه پسر از توی جمعیت به سمت لیلیا رفت و گفت : وای شینون‌ ( لقب قهرمانی لیلیا ) نمیدونی من چقدر طرفدار تو هستم و میخواستم‌ بدونم که هدف تو از بابت قهرمان شدن چیه؟ ( پسره کوچیک بود مثلا ۱۳ یا ۱۲ )
لیلیا لبخندی زد و گفت : هدف من اینه بچه هایی مثل تو همیشه همینقدر عمیق لبخند بزنن‌
و بعد برگشت به سمت ایزوکو و شوتو و باکوگو که دید ایزوکو درحال‌ یادداشت‌ کردنه پس کرمش گرفت و رفت دفترچه‌ ایزوکو رو از دستش گرفت و دید ایزوکو یه طراحی از کل بدن و حتی قیافه لیلیا کشیده و راجب خصوصیاتش‌ نوشته شده و متوجه شد از همه ی قهرمان های دور اطرافش یه یادداشت‌ کوچیک داره و همینطور که داشت یادداشتی‌ که درباره ی خودش بود رو میخوند حواسش نبود که شوتو کنارش ایستاده و داره باهاش میخونه و هردو به کلمه پایانی این یادداشت خیره شدن که نوشته بود sexy lady ، لیلیا مثل لبو سرخ شد و به ایزوکو نگاه کرد و دفترچه رو داد دستش و سرفه کرد و شوتو گفت : ایزوکو خیلی منحرفییی‌
باکوگو که فهمید چیشده خندید‌ و گفت : واییی اون کلمه رو شما هم دیدین ، البته دروغ نمی‌گفت فقط از این دکوی‌ نفله بعید بود
همینطور داشتن این حرفا رو میزدن و پشت سر لیلیا راه میومدن که لیلیا با حرف باکوگو برگشت سمتشون‌ : هی تو به چه حقی اینارو میگی بچه جون من جای مامانتو دارممممم‌
باکوگو : خیله خب باشه شوخی کردم مامان کوچولو
لیلیا : از دست بچه های امسالی‌
هردو به سمت آژانس‌ رفتن که دکو پرسید : لیلیا ساما ، شما چرا وقتی میتونستین‌ خودتون یه کوسه خلق کنین کوسه ی شوتو رو گرفتید؟ مگه نمیتونین‌ داشته باشینش‌ بدون لمس کردن؟
لیلیا : وقتی توی حالت اِلف هستم نمیتونم از اون مهارتم استفاده کنم
دیدگاه ها (۵)

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p⁵ »‌‌‌لیلیا : وقتی توی حال...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p⁶ »‌‌‌دابی : درستهاز زبان ...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p³ »‌‌دابی داخل سایه ها گم ...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p² »‌همچنان از زبان دابی* پ...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۹شوتو : باشه(زمان حال)ایزوکو : اوه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط