{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من قبلا خیلی خوب بودم خیلی

من قبلا خیلی خوب بودم خیلی..
شاد بودم..
میخندیدم..
شیطونی میکردم..
میرقصیدم..
ساز میزدم...
غذا درست میکردم...
برای گلام شعر میخوندم..
بابام رو بغل میکردم..
بیرون میرفتم و خوش گذرونی میکردم..
و اما حالا...
شادی برام مهم نیست..
خندیدن ها روی مخمه..
شیطونی کردن برام معنایی ندار..
رقصیدن رو فراموش کردم...
سازم رو شکستم...
غذا درست نکردم..
گلا از بی آبی قهر کردن و پژمردن..
بدنم دیگ خیلی وقته بوی بغل امن بابام رو نمیده...
و اتاقم رو ب هر جمع و تفریحی ترجیح میدم...

-جئون لیلی
دیدگاه ها (۱)

یسری چیزها مهم‌تر از عشقه، مهمه که چطوری باهات حرف میزنه وقت...

یکیو پیدا کنید جای ابراز علاقه های زیاد و بیخودبه جای عاشقتم...

کاش هیچوقت دوست داشتنِ فردی که واقعا دوستون داره، زیر سوال ن...

-‌ گوشہ‌ی دفترش با نهایت حسادت و بغض نوشتہ بود: همیشہ سیگار ...

امروز یه جمله شنیدم و بخاطر اون جمله کل امروز داشتم زجر میکش...

تلخی عشق شیرین PT2فلش بک اتدویدم تو جنگل دستام زخمی شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط