گوشی دفترش با نهایت حسادت و بغض نوشت بود
- گوشہی دفترش با نهایت حسادت و بغض نوشتہ بود:
همیشہ سیگار کشیدنت عذابم میداد ،
راستشو بخوای بیشتر از روی حسادتم بود!
نکہ بخوام مثل شاعرها و نویسندهها بگم چون لبات بهش میخورد حسودیم میشد نہ.!
حسادت میکردم ؛
چون میدونستم آدما وقتے سیگاری میشن کہ خیلے غصہ داشتہ باشن"
و غصہ داشتن میتونہ از نداشتن یہ آدم بہ وجود بیاد!
من کہ کنارت بودم!
پس مطمئنا اونے کہ غُصشو میخوردی من نبودم.
-جئون لیلی
همیشہ سیگار کشیدنت عذابم میداد ،
راستشو بخوای بیشتر از روی حسادتم بود!
نکہ بخوام مثل شاعرها و نویسندهها بگم چون لبات بهش میخورد حسودیم میشد نہ.!
حسادت میکردم ؛
چون میدونستم آدما وقتے سیگاری میشن کہ خیلے غصہ داشتہ باشن"
و غصہ داشتن میتونہ از نداشتن یہ آدم بہ وجود بیاد!
من کہ کنارت بودم!
پس مطمئنا اونے کہ غُصشو میخوردی من نبودم.
-جئون لیلی
- ۱۵۹
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط