{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرش روزی

آخرش روزی
بهار خنده هامان می رسد

پس بیا با عشق،
فصل بغضمان را
رد کنیم

#قیصر_امین_پور
دیدگاه ها (۱)

خبرت هست ؟ که از خویش خبر نیست مراگذری کن که زغم راه گذر نیس...

آن داغ ننگ خورده که میخندیدبر طعنه های بیهده،من بودمگفتم: که...

همه جا هستم ودر حال تماشای تواممن تماشاگر نامریی دنیای توامت...

هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزدمرواریدی صید نخوا...

از عطر بهار نارنج ها‌ی حیاطمان نویدی از عشق می رسد. به گمانم...

بهار

نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط