آن داغ ننگ خورده که میخندید

آن داغ ننگ خورده که میخندید
بر طعنه های بیهده،
من بودم

گفتم:
که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد
که "زن" بودم.
 

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿t 22مرد درانتهای راهروایستاده بودا...

{محکوم به لمس } part 1 杂交种 استرس اضطراب ترس در جانش آمیخته ...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

خیز و توافقی کن، تغییر ده فضا راهرکس مخالفت کرد، فوری بِبُر ...

برده عمارت جئون

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط