{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهاییم

تنهاییم
همان دعای چشم زخم
سنجاق شده به پیراهنم بود
که
مادرم
تاکید داشت
نکند" از تو دور شود روزی
#امیرعلی_قربانی

https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۷)

#زندانمنم ان زندانبانکه باز گذاشت دربها راشاید فرار کند خیال...

#امیرعلی_قربانی

چون پیری در نفسهای اخرلحظه های با تو بودن راچنگ بر عقربه ها ...

این شبهایادت را با مهتابدر اغوش میکشمامید انکهحسودی کرده :بر...

part³با صدای مادرم چشمامو باز کردم^دخترم بلند شو شام حاظره^ا...

پارت ۲۴وقتی بالاخره هاشیرامای کتلت شده را منتقل کردند خانه، ...

[☆part²¹☆]ویوی الکساندر:همینطور که زخم بلا رو باندپیچی میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط