{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز ِ

راز ِ
لب هاے
بستہ ات را...
بہ ڪدامین شعر...
مـــــے تــــــوان ســــرود ...
وقتے لبخندے نبـــاشد ؟!
دیدگاه ها (۵)

پاییز مثِ یه آدمیه کهتهِ تهِ دلش یه حرف مونده کههیچوقتِ هیچو...

رسیدی پیام بده!تمام شعرهای جهان که نبایدقافیه داشته باشند......

دلم میخواست کسےباشدکه مرابلدباشد.بلدبودن مهم ترازعاشق بودنیا...

دلتنگییک سکوت میخواهدیک آغوشکه بوی عطر توراتنهاداشته باشدکه ...

« از چی می‌ترسی؟ وقتی از سخت‌ترین شب‌های زندگي‌اتبدونِ اینکه...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط