{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزي مردي عقربي راديد درون آب دست وپاميزند؛تصميم گرفت عقر

روزي مردي عقربي راديد درون آب دست وپاميزند؛تصميم گرفت عقرب رانجات دهد؛اماعقرب انگشت او رانيش زد،مردبازهم سعي كردتاعقرب را از آب بيرون بكشد،اماعقرب بار ديگر اورانيش زد.رهگذري او راديد وپرسيد:براي چه اصرار داري عقربي را كه مدام تو رانيش ميزند نجات دهي؟
مرد پاسخ داد:اين طبيعت عقرب است كه نيش بزند ولي طبيعت من عشق ورزيدن است؛
تقديم به كساني كه نيش عقربهارا خوردند وبازهم عشق ورزيدند....!!!
دیدگاه ها (۱)

یاروه داشت واسه دوستش خاطره تعريف ميكرد:رفته بودم جنگل، يه خ...

مردي با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت: عزيزم از من خواسته شد...

آیا می دانید تاثیر جمله«این مکان مجهز به دوربین مداربسته می ...

یک روز می افتد؛ آن اتفاق خوب را می گویم...
من به افتادنی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط