{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاروه داشت واسه دوستش خاطره تعريف ميكرد:

یاروه داشت واسه دوستش خاطره تعريف ميكرد:
رفته بودم جنگل، يه خرس افتاده بود دنبالم،هي من ميدويدم هي اون ليز ميخورد. دوستش ميگه:‎ ‎از ترس نريدي به خودت؟ ميگه:‎ ‎پس فكر كردي خرسه واسه چي ليز ميخورد؟‎
دیدگاه ها (۱)

مردي با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت: عزيزم از من خواسته شد...

هیچگاه برای شخصی که از دور برات دست تکون می ده دست تکون نده....

روزي مردي عقربي راديد درون آب دست وپاميزند؛تصميم گرفت عقرب ر...

آیا می دانید تاثیر جمله«این مکان مجهز به دوربین مداربسته می ...

پارت ۲ ماوکا .... ملودی جنگل فلش بک پیش جیهوپ : اه بابا لطفا...

____[Stirring Ashes]____

پارت ⁴⁷_( دستم رو از رو چشمام برداشتم تار میدیم )_ هی سان تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط