{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم این قسمت یکم هنتای داره

پارت چهارم (این قسمت یکم هنتای داره)
⭐️___________//_\\__________⭐️
پراونه های درونمون
ویوی گیو:
باورم نمی شد یعنی تانجیرو راست می گفت خوب منم کوچو رو دوست دارم ولی.. ولی فک نمی کردم کوچوهم منو دوست داشته باشه
ش.و با بقض گفت:
من خیلی...هق .. خیلی وقته عاشقتم ولی تو اصلا... هقق ... متوجه نشدی!
گ.و تعجب کرده بودم و کمی هم گونه هام سرخ شده بود تاحالا گریه کردن کوچو رو ندیده بود گ.و کوچو رو بغل کرد و سرشو نوازش کرد و پیشونیش رو بوسید
گ.و: معذرت می خوام شینوبو منو ببخش
ش.و:(سرخ شده بود و اینه لبو)
گفت:عیبی نداره ببخشید که پیشت گریه کردم خودمو جمع و جور کردمو همراه گیو به راهمون ادامه دادیم که رسیدیم
گ.و: خوب بیا بریم تو شینوبو
ش.و:باشه گیو
گ.و صندلی رو بیرون اورد و به شینوبو اشاره کرد که بشینه و شینوبو هم نشست
ش.و: چی می خوری گیو؟
گ.و: ام هرچی تو بگی
ش.و : نه هرچی توبگی
راوی:این دو معشوقه باهم کلی بحث کردن تا خوده آشپز گفت خوب براتون غذای مخصوص معشوقه هارو همراه با شراب میارم
گیو و شینوبو پشماشون ریخته بود و براشون سوال شده بود معشوقه؟؟؟
⭐️______________///••\\\____________⭐️
پایانن
پارت بعد هنتایه کسی می خواد گذارش کنه اصلا نبینه😮‍💨🎀
دیدگاه ها (۱۳)

اینو من خودم با دوتاچشمام دیدم🍃🌧

پارت پنجمهنتای داره بدت میاد نگاه نکن ببینم گذارش کردین خودم...

اع اکیپ ماعه که😅😂جوجوتسو کایزن⭐️🍃جوری که گوجو مخ میزنه✔️

پارت سوم________________🍃🌧 پروانه های درونمونویوی...

رمان خاطرات زندگی نسخه اگر شینوبو زنده میموند پارت پنجم خب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط