پدر خانده
پارت۱#
& تو دیونه ای چالی
! نه دیونه نیست خودم با چشمای خودم دیدم
& یعنی پدر خوانده عاشق این پسر جدیده شده پس اینجوری کار دیو کندس
! برای وی دیو
& معلومه دیو زیر خوابه پدر خاندس
- درباره چی حرف میزنید بچه ها
!۰& پدر خوانده
- جان پدر خوانده
&.! دیو کارتون داره
- دیو
& اره
- باش الان میرم
+ سلام
& سلام چویا خوبی
+ ممنون شما خوبید
! سلام تو چویا هستی
+ ام بله
! من چالی هستم از دیدنت خوشبختم
+ منم همینطور چالی
& بچه بنضرتون پدر خوانده چند سالشه
! بچه های بزرگ میگن که اون هیچ تغییر نکرده و اون رو مرد همیشه جوان صدا میزنند
+ مرد همیشه جوان
! اره
+جای که من قبلاً زندگی میکرد خونآشام اطرافم بودن اونا هم مردی را به همین نام صدا میکردند
& خونآشام
+ اره
& اینو نگو خونآشام افراد بدی هستند عمرن به کسی مثل ما کمک کنن
! راست میگه یه خونآشام برای چی باید از یه گرگینه ی مثل من پناه بده
& راستی منم ببرینیم من یه ببر سفید م
+ ام راستی اون داستان جدیده ده رو خوندی
! کدوم من همه رمان ها رو دنبال میکنم
+ رمان به دنبال حقیقت
! ها اون همش الکیه
& اگه واقع یک بود چی
! اگه نبود چی
( ناشناس)
رمان داستان همش چرنده اونا نمیدونم که اون رمان نبود بلکه
دفتر خاطرات پدر خاندشون بوده من فقط دید گاه رو تغییر دادم از دید پدر به دید دختر همین اهی بدبخت چویا نمیدونی که شخصیت اصلی این داستان خودتی فقط منتظر روزم که اون حافظه کوفتیت برگرده اون موقع که تو داری از دست اون به مثال پدر خاندت در میری من بلاخره به معشوقم میریم معشوقی که به دست توی نفرین و زندانی شد.
.
.
.
.پدر خوانده ادامه دارد ۰
& تو دیونه ای چالی
! نه دیونه نیست خودم با چشمای خودم دیدم
& یعنی پدر خوانده عاشق این پسر جدیده شده پس اینجوری کار دیو کندس
! برای وی دیو
& معلومه دیو زیر خوابه پدر خاندس
- درباره چی حرف میزنید بچه ها
!۰& پدر خوانده
- جان پدر خوانده
&.! دیو کارتون داره
- دیو
& اره
- باش الان میرم
+ سلام
& سلام چویا خوبی
+ ممنون شما خوبید
! سلام تو چویا هستی
+ ام بله
! من چالی هستم از دیدنت خوشبختم
+ منم همینطور چالی
& بچه بنضرتون پدر خوانده چند سالشه
! بچه های بزرگ میگن که اون هیچ تغییر نکرده و اون رو مرد همیشه جوان صدا میزنند
+ مرد همیشه جوان
! اره
+جای که من قبلاً زندگی میکرد خونآشام اطرافم بودن اونا هم مردی را به همین نام صدا میکردند
& خونآشام
+ اره
& اینو نگو خونآشام افراد بدی هستند عمرن به کسی مثل ما کمک کنن
! راست میگه یه خونآشام برای چی باید از یه گرگینه ی مثل من پناه بده
& راستی منم ببرینیم من یه ببر سفید م
+ ام راستی اون داستان جدیده ده رو خوندی
! کدوم من همه رمان ها رو دنبال میکنم
+ رمان به دنبال حقیقت
! ها اون همش الکیه
& اگه واقع یک بود چی
! اگه نبود چی
( ناشناس)
رمان داستان همش چرنده اونا نمیدونم که اون رمان نبود بلکه
دفتر خاطرات پدر خاندشون بوده من فقط دید گاه رو تغییر دادم از دید پدر به دید دختر همین اهی بدبخت چویا نمیدونی که شخصیت اصلی این داستان خودتی فقط منتظر روزم که اون حافظه کوفتیت برگرده اون موقع که تو داری از دست اون به مثال پدر خاندت در میری من بلاخره به معشوقم میریم معشوقی که به دست توی نفرین و زندانی شد.
.
.
.
.پدر خوانده ادامه دارد ۰
- ۱.۸k
- ۰۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط