{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگفت وقتـی پیکـر یکی از شـهداء رو آوردن؛؛؛دختــرش تابـــ

میگفت وقتـی پیکـر یکی از شـهداء رو آوردن؛؛؛دختــرش تابـــوت رو باز کرد؛؛؛و هــــی دنبال یه چیـــزی میــگشت؛؛؛یه دفعه انگشت دست بـــابـــا رو پیـــدا کرد؛؛؛
هی انگشت رو میکشید رو ســـرش و میگفت : 20 ساله بـــابـــام دست رو ســـرم نکشیده؛؛؛
دیدگاه ها (۴)

...

کاش میشد …تمام داستان های دنیا رااز دهان تو بشنوم !تمام عاشق...

مرسی

The Boss Savage part47اون مرد بدون هیچ حرفی بهش خیره شده بود...

I can be myself with himPart²¹به سمت دستشویی رفتم و صورتمو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط