پسری که اول عاشق شد
پسری که اول عاشق شد
پارت ۳
وقتی که یکمی صحبت کردن رفت خونه.
فردا شد،الکس و مری دوباره به هم سلام کردن ،بعد الکس به مری گفت شما اهل موسیقی هستین؟
مری گفت:بله،من پیانو کار میکنم!
الکس گفت:خیلی هم خوب اگه اجازه بدید امشب شمارو ببرم یه جا که پیانو کار کنین و شام رو با هم بخوریم.
مری گفت:حتما منتظرم فقط ساعت چند بریم؟
الکس گفت: ساعت هشت
مری گفت:باش منتظرم.
شب شد مری و الکس رفتن یک مغازه ای که فقط پیانو هست
مری گفت:وای نمیدونستم اینجا میایم!
الکس گفت ولش فقط خوش باش.
بعد مری و الکس رفتن یکمی پیانو کار کردن و کلی خندیدن. وقت شام شد مری به الکس گفت:بیا بریم یه پاستا بخوریم من میدونم بریم کجا
بقیش پارت بعدی لطفاً نظرتون رو بگین🥺
پارت ۳
وقتی که یکمی صحبت کردن رفت خونه.
فردا شد،الکس و مری دوباره به هم سلام کردن ،بعد الکس به مری گفت شما اهل موسیقی هستین؟
مری گفت:بله،من پیانو کار میکنم!
الکس گفت:خیلی هم خوب اگه اجازه بدید امشب شمارو ببرم یه جا که پیانو کار کنین و شام رو با هم بخوریم.
مری گفت:حتما منتظرم فقط ساعت چند بریم؟
الکس گفت: ساعت هشت
مری گفت:باش منتظرم.
شب شد مری و الکس رفتن یک مغازه ای که فقط پیانو هست
مری گفت:وای نمیدونستم اینجا میایم!
الکس گفت ولش فقط خوش باش.
بعد مری و الکس رفتن یکمی پیانو کار کردن و کلی خندیدن. وقت شام شد مری به الکس گفت:بیا بریم یه پاستا بخوریم من میدونم بریم کجا
بقیش پارت بعدی لطفاً نظرتون رو بگین🥺
- ۷۴
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط