{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

باز
از نیمه
شب ڪَـذشت
و باد بوے ڪَـل شب‌بو را
از پنجره آورد.....
اتفاقی هر شب دست به
موهایت می‌ ڪـشی
یا خیالاتم عطرآ‌ڪَین شده‌اند.....!؟

#آصف_گنجی
دیدگاه ها (۱۱)

.در حوالیِ انتـظارِ دستان من و آغاز نڪَاه تــو ،سیبــی نشسته...

سجده باید ڪرد چشمان پر از نور تـــــو را ...

.عطرِ تو تراود مڪَر از بسترم امشب ڪاین ڪَـونه ڪَـریزان‌ش...

هوا آرامشب خاموشراهِ آسمان‌ها بازخیالم چون ڪبوترهاے وحشیمی‌ڪ...

او یک کنسرو باز کرد .و بوی آن بلند شد .پیرمرد با همین بو ، ز...

دامن خونین

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_1- مثلا‌ با زبون واست بـ  . . ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط