{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گلاب گفتمچه خوشبویی

به گلاب گفتم:چه خوشبویی !
گفت : گل بودم
به دست روزگار چیده شدم ،
و در کوره اتش ،
سوختم سوختم سوختم ...
ولی با متانت صبر کردم
کوره خاموش شد
خالص شده بودم
و عزیزتر از پیش !
وصی پور
دیدگاه ها (۱)

🌸 #انگیزشی من بــرایِ حالِ خوبم ، می جنگم ! قوی بودن ؛ در دن...

گل اگر خار نداشتدل اگر بی غم بوداگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نب...

فیک جونگکوک

part 6

فیک کوک عشق پایان ناپذیر پذیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط