part
part 3
که همون موقع
خشک شدم
لمس کردنش خیلی حس خوبی داشت ، ولی نمیدونم چرا قلبم خیلی تند تند میزد جوری که حس میکردم الان قلبم میترکه ول دوباره نه دیگ عاشق نمیشم....
صدای کوک از فکرم آوردم بیرون
کوکی : ا.ت
من از فکر اودم بیرون
و دستمو محکم کشیدم
تهیونگ : ببین ا.ت
اگ اینطوری ورزش کنی به خودت آسیب میزنی ها !
کوکی : خوب ا.ت از اول زندگیش همینجوری دست و پا چلفتی بود ( با خنده )
من بر گشتم یه جور ناراحت نگاهش کردم
بدون هیچ حرفی رفتم سمت رخت کن
کوک : کج... کجا میری ا.ت (با صدای بلند )
تهیونگ : ا.ت وایسا منظورم این نبود
اینطوری با دخترا حرف میزنن کوک
کوکی : خوب شوخی بود.....
من که لباسمو پوشیدم و سریع اومدم بیرون و داشتم با سرعت از باشگاه میرفتم
که کوک افتاد دنبالم
کوکی : خدافظ ته
تهیونگ سرشو تکون داد
ویو تهیونگ
خدای من ......
چقدر کیوت بود
چرا انقدر ا.ت خوشگله
نه ! من عاشق نمیشم ......
............
............
............
اومدم بیرون و کوک پشت سرم
کوکی : ا.ت (با صدای بلند )
ا.ت ، ا.ت
من گوش ندادم و میرفتم
کوکی : ا.ت بیا سوار ماشین شو
ا.تتتتت
من گوش نمیدادم
که یهو کوک دوید
و منو از پشت گرفت تو بغلش
کوکی : عشقم چرا ناراحت شده
خندیدم و گفتم
ا.ت : هه عشقت ؟؟؟
آبروی منو بردی الان عشقت شدم
میخوام پیاده برم ول کن
کوک : قسط اذیتت کردنتو نداشتم
به خدا شوخی بود بی جنبه نباش اینقدر !
ا.ت : کوک ولم کننن ( داد )
خودمو از بغلش کشیدم بیرون و رفتم که یهو کوک بلند گفت
کوکی : پس اتو تو به مامان بگم (با صدای خیلی بلند )
سر جام سیخ شدم
ای وای یادم رفته بود
سریع رفتم سمتشو دم دهنشو گذاشتم
ا.ت : کوک تورو جون هرکی دوست داری نگو
کوکی : من تورو دوست دارم
ا.ت : نگووووو ...
کوکی : باشه ..
ولی حق نداری قهر باشی ها
من یه نفس عمیق کشیدم و گفتم
ا.ت : حد اقل عذر خواهی کن
کوک سر تکون داد و گفت
کوکی : معذرت خواهی میکنم بابت اینکه ناراحت شدی آجی قشنگم
( لوس بازی )
وایسادم رو پاهام و لپشو بوس کردم
کوک : یه سوپرایز دارم
من گفتم
ا.ت : چی
چون جونگ کوک سوپرایز هاش همیشه خفنن
کوک : نمیگم که فعلا بریم خونه بعد میگم
.
.
.
.
.
از حموم اومدم
دیدم بیرون جیمین نشسته رو مبل
منم حوله تنم بود جیغ زدم رفتم تو اتاق و گفتم
ا.ت : تو اینجا چیکار میکنی
جیمین : یه وقت به بهترین هم بازی بچگی سلام ندی ها
هیچی سوپرایز جونگ کوک
.......
بعدی رو لایکا بره بالا میزارم فالو یادتون نره عشقا
🦋🖇
که همون موقع
خشک شدم
لمس کردنش خیلی حس خوبی داشت ، ولی نمیدونم چرا قلبم خیلی تند تند میزد جوری که حس میکردم الان قلبم میترکه ول دوباره نه دیگ عاشق نمیشم....
صدای کوک از فکرم آوردم بیرون
کوکی : ا.ت
من از فکر اودم بیرون
و دستمو محکم کشیدم
تهیونگ : ببین ا.ت
اگ اینطوری ورزش کنی به خودت آسیب میزنی ها !
کوکی : خوب ا.ت از اول زندگیش همینجوری دست و پا چلفتی بود ( با خنده )
من بر گشتم یه جور ناراحت نگاهش کردم
بدون هیچ حرفی رفتم سمت رخت کن
کوک : کج... کجا میری ا.ت (با صدای بلند )
تهیونگ : ا.ت وایسا منظورم این نبود
اینطوری با دخترا حرف میزنن کوک
کوکی : خوب شوخی بود.....
من که لباسمو پوشیدم و سریع اومدم بیرون و داشتم با سرعت از باشگاه میرفتم
که کوک افتاد دنبالم
کوکی : خدافظ ته
تهیونگ سرشو تکون داد
ویو تهیونگ
خدای من ......
چقدر کیوت بود
چرا انقدر ا.ت خوشگله
نه ! من عاشق نمیشم ......
............
............
............
اومدم بیرون و کوک پشت سرم
کوکی : ا.ت (با صدای بلند )
ا.ت ، ا.ت
من گوش ندادم و میرفتم
کوکی : ا.ت بیا سوار ماشین شو
ا.تتتتت
من گوش نمیدادم
که یهو کوک دوید
و منو از پشت گرفت تو بغلش
کوکی : عشقم چرا ناراحت شده
خندیدم و گفتم
ا.ت : هه عشقت ؟؟؟
آبروی منو بردی الان عشقت شدم
میخوام پیاده برم ول کن
کوک : قسط اذیتت کردنتو نداشتم
به خدا شوخی بود بی جنبه نباش اینقدر !
ا.ت : کوک ولم کننن ( داد )
خودمو از بغلش کشیدم بیرون و رفتم که یهو کوک بلند گفت
کوکی : پس اتو تو به مامان بگم (با صدای خیلی بلند )
سر جام سیخ شدم
ای وای یادم رفته بود
سریع رفتم سمتشو دم دهنشو گذاشتم
ا.ت : کوک تورو جون هرکی دوست داری نگو
کوکی : من تورو دوست دارم
ا.ت : نگووووو ...
کوکی : باشه ..
ولی حق نداری قهر باشی ها
من یه نفس عمیق کشیدم و گفتم
ا.ت : حد اقل عذر خواهی کن
کوک سر تکون داد و گفت
کوکی : معذرت خواهی میکنم بابت اینکه ناراحت شدی آجی قشنگم
( لوس بازی )
وایسادم رو پاهام و لپشو بوس کردم
کوک : یه سوپرایز دارم
من گفتم
ا.ت : چی
چون جونگ کوک سوپرایز هاش همیشه خفنن
کوک : نمیگم که فعلا بریم خونه بعد میگم
.
.
.
.
.
از حموم اومدم
دیدم بیرون جیمین نشسته رو مبل
منم حوله تنم بود جیغ زدم رفتم تو اتاق و گفتم
ا.ت : تو اینجا چیکار میکنی
جیمین : یه وقت به بهترین هم بازی بچگی سلام ندی ها
هیچی سوپرایز جونگ کوک
.......
بعدی رو لایکا بره بالا میزارم فالو یادتون نره عشقا
🦋🖇
- ۹.۱k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط