دستهایت را رها نمیکنم..
دستهایت را رها نمیکنم..
چشمهایت جادو میکند مرا...
وقتی خیره نگاهم میکنی و میگویی جانم..
لبهایت مرا روانه تیمارستان میکند..وقتی نامم را صدا میزنی.
دستهایت,,زندگی را به من میدهد..وقتی با سرانگشتاتت لمس ام میکنی...
با تو من هزار بهانه برای زنده ماندن دارم. ..
با اینهمه بهانه خودت بگو,مگر جایی برای زندگی جز قلبت دارم...
بهانه زنده بودنم..قلبم فدای وجودت..
چشمهایت جادو میکند مرا...
وقتی خیره نگاهم میکنی و میگویی جانم..
لبهایت مرا روانه تیمارستان میکند..وقتی نامم را صدا میزنی.
دستهایت,,زندگی را به من میدهد..وقتی با سرانگشتاتت لمس ام میکنی...
با تو من هزار بهانه برای زنده ماندن دارم. ..
با اینهمه بهانه خودت بگو,مگر جایی برای زندگی جز قلبت دارم...
بهانه زنده بودنم..قلبم فدای وجودت..
- ۲.۹k
- ۰۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط