{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل ماهی که شب از حوضچه جان می گیرد

مثل ماهی که شب از حوضچه جان می گیرد
قلب من لحظه ای از تو ضربان می گیرد

پیش تو دفترم از حس تغزل پرشد
طبع شعرم تو که باشی جریان می گیرد

از تب عشق گریزان شدم اما با تو
کوه خاموش که باشد فوران می گیرد

سبک نقاشی چشمان سیاهت سخت است
چند سالی ست دل فرشچیان می گیرد

آرش از پلک تو سر نیزه و انگار هنوز
دارد از حالت ابروت کمان می گیرد

تا شکارم بکنی آه . . . که عاشق شده ام
تیر تو قلب مرا باز نشان می گیرد

شده ام بره در آغوش تو گیر افتادم
آه . . یکروز تورا آه شبان می گیرد
دیدگاه ها (۲)

بی تو در آبی این شهر، پرستویی نیستپشت این پنجره ی بسته، فراس...

من ...جام چشمــــــــــهایت رابا عشـــــق،یک جا سر کشیدمو تـ...

نمیدانستم دلتنگے،، دل نازڪم میڪند...انقدر ڪہ بہ هر بهانہ ڪوچ...

نمیدانی عکست چقدر آرامم میکند ، نه نگاهش را از من میدزددنه ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط