{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات ولم کن عوضی میدونی چقدر بدنم درد میکنههههههه حالم از

ات: ولم کن عوضی میدونی چقدر بدنم درد میکنههههههه. حالم ازت به هم میخورههههههههههههههه
من پری*ود بودم اشغال
جونگکوک با تک تک کلماتی که میشنید قلبش درد می‌گرفت: ا....ات من میدونم.... ک...که درد داری.....ول...ولی خواهش میکنم از دستم ناراحت نباش
دیگه تکرار نمیشه...
ات: ولم کننن آیییییی بدنمممم درد میکنهههههه
جونگکوک رفت پایین وسایل مورد نياز رو برداشت و رفت بالا. شروع کرد پانسمان کردن بدن خواهر کوچولوش. گذاشتش رو تخت و رفت بیرون. رفت از مغازه خرید کرد. خوراکی های مورد علاقه خواهرش رو برداشت و رفت سمت خونه.
جونگکوک با کلید در رو باز کرد. رفت بالا. خوراکی هارو نشون ات داد
ات: آخ جوننن خوراکی..... ولی این باعث نمیشه که ببخشمت.
جونگکوک بدن خواهرش رو بغل گرفت و گفت: خواهر کوچولو ببخشید(کیوتتتت)
ات: باشه ولی تکرار نکن
جونگکوک: باشهههه
و بغل و آشتی
پایین😐🙃
میدونم ری*دم ولی دیگه حمایت کنید ازم:)))
دیدگاه ها (۱۴)

سناریو تصویری از جئون لینا؟؟؟:))))))

سناریو تصویری از جئون لینا:))))))

لباس فرمت رو پوشیدی. کیفت رو آماده کردی. از برادرت یعنی جونگ...

سناریو تصویری از جئون عسل؟؟؟؟؟خبخبخبخببب یه لایکمون نشهههه:)...

۰چندپارتی☆درخواستی>>>p.2_ات خوشگلم چرا عصبی میشی ...بیا اینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط