{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک‌پارتی هیونلیکس

تک‌پارتی هیونلیکس

فرشته:یه تک‌پارتی ناناسی از هیونلیکس بنویس..
[اینجا فلیکس دوست پسر هیونه😁]

مدرسه
معلم:خب کلاس تموم شد وسایلتون رو جمع کنین
بچه ها:چشم..خسته نباشید
معلم:همچنین..خداحافظ
بچه ها وسایلشون رو جمع کردن

فلیکس
وسایلم رو جمع کردم میخواستم برم بیرون که..
اون وو:فلیکس میای باهم بریم؟[اون اون ووی استرو نیستا]
فلیکس:ام..خب..باشه
اون وو دست فلیکس رو گرفت و باهم سمت حیاط رفتن
فلیکس و اون وو داشتن حرف میزدن که فلیکس نگاه هایی رو روی خودش حس کرد برگشت و دید که هیونجین داره با عصبانیت نگاهشون می‌کنه
اون وو:فلیکس هی فلیکس میشنوی؟
فلیکس:آره آره می‌شنوم بگو
اون وو:اول دنبالم بیا
فلیکس:کجا؟
اون وو:بیا حالا میفهمی
فلیکس:هوم
و دنبالش رفت
اون وو فلیکس رو کشید پشت حیاط مدرسه و چسبوندش به دیوار
فلیکس:چیکار می‌کنی
اون وو:جوجم میفهمی
و سعی کرد فلیکس رو ببوسه اما فلیکس مقاومت میکرد
فلیکس:ولم کن عوضی
اون وو:حالا میفه-
حرف اون وو با ضربه هیونجین نصفه موند
فلیکس:هق..هق..هیون
هیونجین فلیکس رو بغل کرد و بعد بهش گفت
هیونجین:برو توی کلاس من بشین تا بیام
فلیکس:باش (گریه)
فلیکس رفت...
و هیونجین شروع به زدن اون وو کرد
اون وو:ببخشید لطفا ولم کن
ولی هیونجین دست بردار نبود
بعد از مدتی دست از زدن اون وو برداشت
و سمت کلاس رفت
فلیکس:هق..هق..هق
هیونجین:جوجه گریه نکن
فلیکس:هقققق..هق
هیونجین:بیبی گریه نکن
فلیکس:اگه..هق..منو می‌بوسید..هقققق..دیگه منو دوست نداشتی..
هیونجین:من همیشه عاشقتم دیگه این حرف رو نزن
فلیکس:چشم




سال ها گذشت و فلیکس و هیون باهم با خوشحالی زندگی کردن







ببخشید فرشته ها می‌دونم بد شد
دیدگاه ها (۸)

خب...من دیگه اینو ادامه نمیدم چون حمایت نمی‌کنین بعد از قرنی...

[my chute love 2]part 10هیونجین:خب خنده داره دیگه فلیکس:خفه ...

[my chete love 2]part 9هیونجین:پس کاری میکنم که همه بفهمن ما...

ناشناس؟https://abzarek.ir/service-p/msg/4671179ایگ؟فرشته های...

p5

بدون تو p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط