p5
هیونجین:*یهو یادش افتاد ا.ت داره کتک میخوره پس سریع تفنگ یونهو رو برداشت و باهاش بادیگاردا رو کشت و دویید سمتت و بغلت کرد*ا.تتتتتتتتتت*گریه
فلیکس:ه ه هیو هیونجی هیونجین چی چیشده*میلرزید از استرس*
هیونجین:فلیکس هق ا.ت هق بیهوش هق شدهههه*گریه
فلیکس:بریممم نجاتش بدیم توروخدا هیونجینننننن*گریه شدید*
هیونجین:*گذاشتت تو بغل فلیکس* مراقب هق مراقبش باش هق تا بیا هق بیام باشه؟*گریه
فلیکس:هیونجین نجاتش میدی دیگه نه؟*گریه
هیونجین:*بو*سید*ش* معلومه که نجاتش میدیم*لبخند(و دویید رفت)
فلیکس:ا.ت خوشگلم هق پاشو هق خواهش میکنم هق پاشو بریم باهم بستنی بخوریم پاشو هق هق پاشوووووو*داد و گریه
................
هیونجین:(دویید بیرون دید لینو منتظره با ماشینش) آقا آقاااا خواهش میکنم کمک کنین هق دختر هق دخترم و دو*ست*پس*رم حالشون بده میشه هق مارو ببرید هق بیمارستان هق؟
لینو:*چشاش گرد شد* هیونجینی؟؟؟
هیونجین:ب ب بله شما با هق دخترم ازدواج هق کردین؟
لینو:نهههه معلومه که نه داشتیم نقش بازی میکردیم که نجاتتون بدیم بدویین بیاریمشون
هیونجین:با هق باشه هق مرسی
.............
لینو:من ا.تو میارم(اومد ا.تو از دست فلیکس بگیره)
فلیکس:*جیغ* نههههه ولش کننننن دختر منه دستتو نزن بهششششش *گریه
هیونجین:قشنگم هق آروم هق باش اونا هق داشتن نقش بازی میکردن ایشون هق میخواد کمکمون کنه
فلیکس:من هق میارمش هق
هیونجین:نمیتونی حتی راه بری بعد میخوای اونو بیاری؟
لینو:(بلندت کرد بردت تو ماشین گذاشتت)
هیونجین:(فلیکسو بغل کرد و فلیکس از درد چشماشو به هم فشار داد و هیونجین گذاشتش تو ماشین و توعم تو بغل فلیکس بودی)
لینو:بزارین براتون توضیح بدم(گفت براشون)
هیونجین:من اگه اون 3 تارو پیدا کنم میکشمشون قسم میخورم
لینو:نگران نباش قراره ما حلش کنیم
فلیکس:میشه هق گاز بدین هق دست و پاهاش یخه هیونجین نکنه هق هق *گریه
هیونجین:نه فلیکس نه نگو هق اون هق خوبه مطمئن هق باش
لینو:چیکارش کردن
هیونجین:بدجور زدنش هق تقصیر هق منههه
لینو:نه نه آروم باش فعلا زنگ بزن پلیس بره اونجا
هیونجین:با هق شه...
ادامه داره....
فلیکس:ه ه هیو هیونجی هیونجین چی چیشده*میلرزید از استرس*
هیونجین:فلیکس هق ا.ت هق بیهوش هق شدهههه*گریه
فلیکس:بریممم نجاتش بدیم توروخدا هیونجینننننن*گریه شدید*
هیونجین:*گذاشتت تو بغل فلیکس* مراقب هق مراقبش باش هق تا بیا هق بیام باشه؟*گریه
فلیکس:هیونجین نجاتش میدی دیگه نه؟*گریه
هیونجین:*بو*سید*ش* معلومه که نجاتش میدیم*لبخند(و دویید رفت)
فلیکس:ا.ت خوشگلم هق پاشو هق خواهش میکنم هق پاشو بریم باهم بستنی بخوریم پاشو هق هق پاشوووووو*داد و گریه
................
هیونجین:(دویید بیرون دید لینو منتظره با ماشینش) آقا آقاااا خواهش میکنم کمک کنین هق دختر هق دخترم و دو*ست*پس*رم حالشون بده میشه هق مارو ببرید هق بیمارستان هق؟
لینو:*چشاش گرد شد* هیونجینی؟؟؟
هیونجین:ب ب بله شما با هق دخترم ازدواج هق کردین؟
لینو:نهههه معلومه که نه داشتیم نقش بازی میکردیم که نجاتتون بدیم بدویین بیاریمشون
هیونجین:با هق باشه هق مرسی
.............
لینو:من ا.تو میارم(اومد ا.تو از دست فلیکس بگیره)
فلیکس:*جیغ* نههههه ولش کننننن دختر منه دستتو نزن بهششششش *گریه
هیونجین:قشنگم هق آروم هق باش اونا هق داشتن نقش بازی میکردن ایشون هق میخواد کمکمون کنه
فلیکس:من هق میارمش هق
هیونجین:نمیتونی حتی راه بری بعد میخوای اونو بیاری؟
لینو:(بلندت کرد بردت تو ماشین گذاشتت)
هیونجین:(فلیکسو بغل کرد و فلیکس از درد چشماشو به هم فشار داد و هیونجین گذاشتش تو ماشین و توعم تو بغل فلیکس بودی)
لینو:بزارین براتون توضیح بدم(گفت براشون)
هیونجین:من اگه اون 3 تارو پیدا کنم میکشمشون قسم میخورم
لینو:نگران نباش قراره ما حلش کنیم
فلیکس:میشه هق گاز بدین هق دست و پاهاش یخه هیونجین نکنه هق هق *گریه
هیونجین:نه فلیکس نه نگو هق اون هق خوبه مطمئن هق باش
لینو:چیکارش کردن
هیونجین:بدجور زدنش هق تقصیر هق منههه
لینو:نه نه آروم باش فعلا زنگ بزن پلیس بره اونجا
هیونجین:با هق شه...
ادامه داره....
- ۸۰۱
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط