{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تک تک سلول های تنم،

در تک تک سلول های تنم،
کسی #تو را نجوا می کند؛
ای روان تر از باران!
ای روشن تر از آفتاب!!
چگونه در رگ هایم جاری شده ای؟!
که هیچ گاه
لحظه ها به توان “رسیدنت”
نمی رسند؛
و باز هم من
مجذورِ #دلتنگی می شوم‌...
دیدگاه ها (۱)

بغلم کن ...تنگتر ...محکمتر...میخواهم این فشار همه غصه هایم ر...

یه وقتایی دلت میخواد یکی از پشت سر چشماتو بگیره و ازت بپرسه ...

اجازه دارید گوشه ای گیر بیاورید و محکم و بلند فریاد بکشیدبا ...

#لبانت ، شکارچی..... #بوسه‌هایت ، وحشی...‌‌مانده ام #عشق را ...

خیره در چشمانت که می شومبوی خاک آفتاب خورده به مشامم می خورد...

گاهی زندگی مثل روزی بارانی می‌ماند که هیچ چیز جز سرپناه موقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط