شبی آمد به خوابم پیر مردی

‌ شبی آمد به خوابم پیر مردی
بگفتا در جوانیت چه کردی

بگفتم نوکری از بهر زینب
بگفت الحق والانصاف مردی

بگفتم نام زینب گشته مشقم
از این رو پیر میخانه ی عشقم

تمام افتخار من همین است
که من مدافع دو بانوی دمشقم
دیدگاه ها (۱)

از طعنه های دشمن نادان چه می‌کشیدبین کویر، حضرت باران چه می‌...

جمعه احوال عجیبی داردهر کس از عشق نصیبی دارددر دلم حس غریبی ...

زیر سنگینی زنجیر سرش افتادهخواست پرواز کند دید پرش افتاده می...

‌ یا موسی بن جعفر یا مظلوم درد محض است مداوا شدنش ممکن نیستک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط