گاهی چشم هایم را برای دیدنت نذر می کنم،
گاهی چشم هایم را برای دیدنت نذر می کنم،
گاهی دلم را.
این روزهای بی اجابت میگذرند،
اما من از تو نمیگذرم.
عشق حدیث انتظار است.
وقتی همه بهانه هایت در دلش نمی نشینند.
تو ازمن دوری و من فکر می کنم
این فاصله ها چقدر خوبند
که مرا به تو عاشق تر میکنند.
گاهی که مهربان میشوی...
حس میکنم نزدیکی،
دوباره باورم میشود که زندگی یک حادثه دلچسب است.
به انتظارت که مینشینم،
تو صاحب تمام لحظه های من میشوی؛
و من وارث همه دلتنگی های تو.
آخر یک روز نوشته هایم برای تو،
در کوچه ها ترانه می شوند.
این روزهای بی تو
با تمام سختی و دلتنگی میگذرند؛
اما
من ازتو و این روزها...
شاید نگذرم...
گاهی دلم را.
این روزهای بی اجابت میگذرند،
اما من از تو نمیگذرم.
عشق حدیث انتظار است.
وقتی همه بهانه هایت در دلش نمی نشینند.
تو ازمن دوری و من فکر می کنم
این فاصله ها چقدر خوبند
که مرا به تو عاشق تر میکنند.
گاهی که مهربان میشوی...
حس میکنم نزدیکی،
دوباره باورم میشود که زندگی یک حادثه دلچسب است.
به انتظارت که مینشینم،
تو صاحب تمام لحظه های من میشوی؛
و من وارث همه دلتنگی های تو.
آخر یک روز نوشته هایم برای تو،
در کوچه ها ترانه می شوند.
این روزهای بی تو
با تمام سختی و دلتنگی میگذرند؛
اما
من ازتو و این روزها...
شاید نگذرم...
- ۵.۳k
- ۲۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط