{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی قصه ی تلخیست که از آغازش، بس که آزرده شدم چشم به پا

زندگی قصه ی تلخیست که از آغازش، بس که آزرده شدم چشم به پایان دارم...
دیدگاه ها (۲۳)

فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد گرفت که شکیب دل من دامن فریاد گ...

دوست بدار آنهایی را که در زندگی ات نقش داشته اند, نه آنهایی ...

قصه، قصه‌یِ حق‌خواهی است؛و این آتش، آغازِ پایانِ تاریکی.

● من حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین "ع"● عوض قصه به بالای سرم...

و قصه ی انجین و هیسونگ اینجا به پایان میرسه:)❤️‍🩹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط