پارت
پارت ۱۳
🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤
نامجون : بچه ها بیاید این یارو بهوش اومده
ویو جیمین 💙
وقتی نامجون صدا مون زد رفتیم بالا که دیدیم بله بیدار شده یکم به نامجون شک کردم جدیداً اعضا خیلی کارای عجیبی انجام میدم و خیلی چیز ها و از من و بقیه مخفی می کنن
جیمین: بچها !😕 ( یکمی سرد )
اعضا: بله؟🧐 ( متعجب )
جیمین: چرا جدیداً همه چی رو مخفی می کنید؟😕 ( شکاک )
نامجون : ما چیزی رو مخفی نمیکنیم 😶 ( دروغ )
جین : نامجون راست میگه 😌 ( دروغ )
جیهوپ : نگران نباش جیمین ما چیزی رو از هم مخفی نمیکنیم ، مگه یادت نیست روز اولی که باند رو زدیم گفتیم هر چیزی که شد به هم میگیم ؟ 🤨 ( دروغ)« بچه ها داستان دروغ جیهوپ هم واستون توضیح میدم »
جیمین : چرا گفتیم احد هم بستیم ولی هممون داریم به چیز رو مخفی میکنیم ، اگر این جوری بخواد پیش بره باند از هم می پاشه 😠 ( یکمی اعصبانی )
تهیونگ : باشه باشه جیمین آروم چیزی نمیشه 😟 ( و جیمین رو بغل میکنه )
جیمین : تو خفه ته 🤬 ( و تهیونگ رو از بغل خودش در میاره و هلش میده که تهیونگ می خوره به دیوار و میوفته )
تهیونگ : چشم 🤐 ( و سرش رو میندازه پایین و دیگه چیزی نمیگه )
یونگی : بسه دیگه تمومش کنید بچه کوچولو که نیستید خجالت بکشید 🤬 ( خیلی خیلی خیلیییییییییی اعصبانی )« راستی بچه ها یادم رفت این رو بهتون بگم که یونگی سادیسم داره »
کوک : راست میگه دیگه تمومش کنید بعد از اینکه از این یارو مرتیکه باز جویی کردیم میریم پایین همه میشینیم و مشکلمون رو ها میکنیم
اعضا: اوهوم 🙃
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون می خوام همه ی پارت هارو باهم آپ کنم و چون تعداد پارتا زیاد و ویسگون اجازه نمیده زیاد پست های سنگین و پشت سر هم بزارم کوتاه می نویسم
🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤
نامجون : بچه ها بیاید این یارو بهوش اومده
ویو جیمین 💙
وقتی نامجون صدا مون زد رفتیم بالا که دیدیم بله بیدار شده یکم به نامجون شک کردم جدیداً اعضا خیلی کارای عجیبی انجام میدم و خیلی چیز ها و از من و بقیه مخفی می کنن
جیمین: بچها !😕 ( یکمی سرد )
اعضا: بله؟🧐 ( متعجب )
جیمین: چرا جدیداً همه چی رو مخفی می کنید؟😕 ( شکاک )
نامجون : ما چیزی رو مخفی نمیکنیم 😶 ( دروغ )
جین : نامجون راست میگه 😌 ( دروغ )
جیهوپ : نگران نباش جیمین ما چیزی رو از هم مخفی نمیکنیم ، مگه یادت نیست روز اولی که باند رو زدیم گفتیم هر چیزی که شد به هم میگیم ؟ 🤨 ( دروغ)« بچه ها داستان دروغ جیهوپ هم واستون توضیح میدم »
جیمین : چرا گفتیم احد هم بستیم ولی هممون داریم به چیز رو مخفی میکنیم ، اگر این جوری بخواد پیش بره باند از هم می پاشه 😠 ( یکمی اعصبانی )
تهیونگ : باشه باشه جیمین آروم چیزی نمیشه 😟 ( و جیمین رو بغل میکنه )
جیمین : تو خفه ته 🤬 ( و تهیونگ رو از بغل خودش در میاره و هلش میده که تهیونگ می خوره به دیوار و میوفته )
تهیونگ : چشم 🤐 ( و سرش رو میندازه پایین و دیگه چیزی نمیگه )
یونگی : بسه دیگه تمومش کنید بچه کوچولو که نیستید خجالت بکشید 🤬 ( خیلی خیلی خیلیییییییییی اعصبانی )« راستی بچه ها یادم رفت این رو بهتون بگم که یونگی سادیسم داره »
کوک : راست میگه دیگه تمومش کنید بعد از اینکه از این یارو مرتیکه باز جویی کردیم میریم پایین همه میشینیم و مشکلمون رو ها میکنیم
اعضا: اوهوم 🙃
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون می خوام همه ی پارت هارو باهم آپ کنم و چون تعداد پارتا زیاد و ویسگون اجازه نمیده زیاد پست های سنگین و پشت سر هم بزارم کوتاه می نویسم
- ۲.۵k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط