پارت
پارت ۱۲
🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤
ویو جونگ کوک 🖤
بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم پاک رو گذاشتم روی گاز و راه افتادم با سرعت بالایی میرفتم یه کوچه به باریکه دیدم ، سگم داخلش پر نمیزد « وایسا ببینم از کی تا حالا سگم پر میزنه؟🧐🤨 » پس جای خوبی برای گیر انداختن اون یارو بود کشیدم تو کوچه و زدم رو ترمز که موتوره هم اومد تو و متوجه شد گیر افتاده که پیاده شد و من در ماشین رو باز کردم و پیاده شدم تفنگم رو از جیبم در آوردم و بردم سمت یارو که یارو دستش رو برد بالا
کوک : تو کی هستی ؟😡
یارو : م .....ن ...... ممم........ننن......... من
کوک : از دهن تو چیزی بیرون نمیاد ( و کوک رفتش سمت یارو و یارو افتاد کوک دست یارو رو گرفت و برد و داخل ماشین انداختش
ادامه ی ویو جونگ کوک 🖤
گرفتمش و انداختمش داخل ماشین و خودمم نشستم یارو از شدت ترس بیهوش شده بود منم اهمیت ندادم و تا جایی که تونستم گاز دادم تا رسیدم عمارت پیاده شدم و دره اون یارو رو باز کردم رفتم تو و انداختمش داخل عمارت
کوک : جینننننننننننن 😤( داد خیلی خیلی خیلیییییییییی بلند)
جین : هاااااااااا؟ 🤨
شوگا : کیه جین ؟🤨
جیمین : کوکه؟🧐
کوک : آخخخ آی آی کتفم گرفت😵
نامجوناااااااا: چی شده کوک ؟🧐😠
کوک : این یارو داشت دنبالم میکرد فکر کنم یکی از جاسوسی بابام باشه به کمکتون احتیاج دارم 😞
هوسوک: ما همیشه بهت کمک میکنیم کوک🙃
تهیونگ : آره کوک ما همیشه بهت کمک میکنیم 😌
کوک : مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی 🥺🥺 ( ذوق )
اعضا : خواهششششششش
.
.
.
ده دقیقه بعد
.
.
.
( بچها اسم اون یارو که جونگ کوک رو تعقیب میکرد جانگ شیک ووک هست )
ویو نامجون
اون یارو رو بستیم ( شیک ووک رو میگه ) و از اتاق شکنجه اومدیم بیرون همه مون اومده بودیم تو حال و داشتیم با پی اس فور گیم می زدیم که من بلند شدم و رفتم سمت اتاق شکنجه تا وضعیت اون یارو رو چک کنم که دیدم بیهوش اومده در رو پشت سرم بستم و جلوی دهنش رو گرفتم گفتم صدایی ازت در بیاد به ۲۳۷ تیکه ی مساوی تغسیمت میکنم ... مفهوم شد ؟🤡
جانگ شیک ووک : ( سرش رو به نشونه یک تعید بالا و پایین میکنه )
نامجون : خوبه ( و دستش رو از دهن جانگ شیک ووک بر میداره )
نامجون : اسمت چیه ؟😡
شیک ووک : ... ش... شیک .. شیک ووک 🤯
نامجون : کامل ؟🤬
شیک ووک : جانگ .. جانگ ....
نامجون : یا کامل حرف بزن یا پخپخت میکنم ( منظورش اینکه می کشمت )
شیک ووک : جانگ شیک ووک
نامجون : وایسا ببینم تو جاسوس شینگ کونگی( نمیدونم این اسم هارو دارم از کجا میارم به بزرگیه خودتون ببخشید 🙏🏻🤣 )« راستی بچها اسم نصف شخصیت هایی که قراره داخل داستان باهاشون آشنا شید رو نگفتم و شخصیتشون رو نگفتم چون در طول داستان باهاشون آشنا میشید »
شیک ووک : آره
نامجون : اوک...بچهااا بیاید این یارو بیهوش اومده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حرفی ندارم
🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤
ویو جونگ کوک 🖤
بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم پاک رو گذاشتم روی گاز و راه افتادم با سرعت بالایی میرفتم یه کوچه به باریکه دیدم ، سگم داخلش پر نمیزد « وایسا ببینم از کی تا حالا سگم پر میزنه؟🧐🤨 » پس جای خوبی برای گیر انداختن اون یارو بود کشیدم تو کوچه و زدم رو ترمز که موتوره هم اومد تو و متوجه شد گیر افتاده که پیاده شد و من در ماشین رو باز کردم و پیاده شدم تفنگم رو از جیبم در آوردم و بردم سمت یارو که یارو دستش رو برد بالا
کوک : تو کی هستی ؟😡
یارو : م .....ن ...... ممم........ننن......... من
کوک : از دهن تو چیزی بیرون نمیاد ( و کوک رفتش سمت یارو و یارو افتاد کوک دست یارو رو گرفت و برد و داخل ماشین انداختش
ادامه ی ویو جونگ کوک 🖤
گرفتمش و انداختمش داخل ماشین و خودمم نشستم یارو از شدت ترس بیهوش شده بود منم اهمیت ندادم و تا جایی که تونستم گاز دادم تا رسیدم عمارت پیاده شدم و دره اون یارو رو باز کردم رفتم تو و انداختمش داخل عمارت
کوک : جینننننننننننن 😤( داد خیلی خیلی خیلیییییییییی بلند)
جین : هاااااااااا؟ 🤨
شوگا : کیه جین ؟🤨
جیمین : کوکه؟🧐
کوک : آخخخ آی آی کتفم گرفت😵
نامجوناااااااا: چی شده کوک ؟🧐😠
کوک : این یارو داشت دنبالم میکرد فکر کنم یکی از جاسوسی بابام باشه به کمکتون احتیاج دارم 😞
هوسوک: ما همیشه بهت کمک میکنیم کوک🙃
تهیونگ : آره کوک ما همیشه بهت کمک میکنیم 😌
کوک : مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی 🥺🥺 ( ذوق )
اعضا : خواهششششششش
.
.
.
ده دقیقه بعد
.
.
.
( بچها اسم اون یارو که جونگ کوک رو تعقیب میکرد جانگ شیک ووک هست )
ویو نامجون
اون یارو رو بستیم ( شیک ووک رو میگه ) و از اتاق شکنجه اومدیم بیرون همه مون اومده بودیم تو حال و داشتیم با پی اس فور گیم می زدیم که من بلند شدم و رفتم سمت اتاق شکنجه تا وضعیت اون یارو رو چک کنم که دیدم بیهوش اومده در رو پشت سرم بستم و جلوی دهنش رو گرفتم گفتم صدایی ازت در بیاد به ۲۳۷ تیکه ی مساوی تغسیمت میکنم ... مفهوم شد ؟🤡
جانگ شیک ووک : ( سرش رو به نشونه یک تعید بالا و پایین میکنه )
نامجون : خوبه ( و دستش رو از دهن جانگ شیک ووک بر میداره )
نامجون : اسمت چیه ؟😡
شیک ووک : ... ش... شیک .. شیک ووک 🤯
نامجون : کامل ؟🤬
شیک ووک : جانگ .. جانگ ....
نامجون : یا کامل حرف بزن یا پخپخت میکنم ( منظورش اینکه می کشمت )
شیک ووک : جانگ شیک ووک
نامجون : وایسا ببینم تو جاسوس شینگ کونگی( نمیدونم این اسم هارو دارم از کجا میارم به بزرگیه خودتون ببخشید 🙏🏻🤣 )« راستی بچها اسم نصف شخصیت هایی که قراره داخل داستان باهاشون آشنا شید رو نگفتم و شخصیتشون رو نگفتم چون در طول داستان باهاشون آشنا میشید »
شیک ووک : آره
نامجون : اوک...بچهااا بیاید این یارو بیهوش اومده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حرفی ندارم
- ۲.۰k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط