بعد یه سال دستم ب دستت خورد
بعد یه سال دستم ب دستت خورد
انگار ی سرمای وحشتناکی تمامِ بدنم و لرزوند
ترسیدم نمیدونم
از تو از خودم
باورم نمیشد این همه از هم فاصله گرفته باشیم
چقد دور شده بودم از تو
انگار دیگ دستات جایِ دستای من نبود
نمیدونم :))
کاش هیچ وقت عاشِقت نمیشدم ...
★ŋɨʊ★
انگار ی سرمای وحشتناکی تمامِ بدنم و لرزوند
ترسیدم نمیدونم
از تو از خودم
باورم نمیشد این همه از هم فاصله گرفته باشیم
چقد دور شده بودم از تو
انگار دیگ دستات جایِ دستای من نبود
نمیدونم :))
کاش هیچ وقت عاشِقت نمیشدم ...
★ŋɨʊ★
- ۱.۲k
- ۱۵ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط