عاشق
۳ عاشق
پارت ۳
ویو ا/ت:
رسیده بودیم به بار از ماشین پیاده شدیم رفتیم داخل که اول کار ۳ نفر نظرمو جلب کردن اونا.. اونا مگه جینا یهو دستمو کشید و برد سمت رقص تو شک بودم که جینا هعی بالا پایین میپرید به منم میگفت برقصم هنوز حواسم به اون ۳ تا بود که داشتن از بالا تا پایین منو ورانداز میکردن یه اخم کردنمو سرمو برگردوندم روی جینا.
ا/ت: جینا من میرم ویسکی بگیرم باشه
جینا: چی صدات نمیاد آهنگ بلند
ا/ت: میگم میرم ویسکی بگیرممم( داد)
جینا : اهان باش برو
رفتم سمت میز گارسون اومد جلوم
گارسون : بفرمایید چی میل دارین
ا/ت: ۲ تا ویسکی لطفا
گارسون : الان براتون میارم خانم
منتظر بودم تا ویسکی هارو بیاره من به این زودیا مست نمیشدم ولی جینا چرا زود هوش حواسش پرت میشد میرفت تو عالم مستی داشتم فکر میکردم که دیدم یه دست دور کمرم حلقه شد فک کردم جیناس
ا/ت: جینا نکن خوشم نمیاد
هیچ صدایی نیومد دستاش و محکم تر کرد
ا/ت: جینا میگم نکن
جیمین : کوچولو چقدر خوردنی ای تو
بهم شک وار شد جیمین این صدا.. صدای جیمین بود بیشتر به گوشم نزدیک شد که نفسای داغش به دوستم میخورد به گردنم لیسی زد بدنم مورمور شد زود از اون حالت در اومدم و هولش دادم.
ا/ت: چه غلطی میکنی تو
جیمین : بیبیمو مزه میکنم خوشت نمیاد؟
ا/ت: معلومه که نه فک کردی من چیم هاااا( کمی داد)
جیمین : تو بیبی کوچولوی منی صداتم برای من بالا نبر عزیزم تنبیه میشی
ا/ت: خفه شو میبرم بالا ببینم جرعت داری چیکار کنی
ویسکی هارو برداشتمو رفتم پیش جینا اعصابم خورد بود وقتی چشمم به جینا افتاد دیدم داره با یه پسر لب میگیره رفتم پیششون زدم رو شونش
ا/ت: اهم اهم سینگل اینجا وایساده
جینا: اوه ا/ت ببخشید
ا/ت: بیا ویسکی رو آوردم
جینا ویسکی شو گرفت منم یه جا همه رو خوردم
اعصابم خورد بود نمیخواستم اون ۳ تا رو ببینم برای همین رفتم برقصم داشتم میرقصیدم که یه پسره اومد پیشم خوشگل بود داشت باهام میرقصید جونمو گرفت بالا داشت تو چشام نگاه میکرد که.......................
تهیونگ : دستت و از رو دوست دخترم بکش
جیمین : همین الان ولش کن تا نزدم از وسط نصفت کنم
کوک : دستای کثیفت به اموال من نخوره مرتیکه هیز
وقتی دیدمشون موندم هر ۳ تاشون اعصبانی بودن نمی دونستم چرا ولی خوشم اومده بود دوست داشتم بیشتر اذیتشون کنم تهیونگ دستمو یهو کشید که افتادم تو بغلش براید استایل بغلم کرد و منو برد سمت در.
ا/ت: هعی چیکار میکنی
تهیونگ : قراره بد تنبیه شی جوجه من
ا/ت: ولم کن
جیمین : تازه شروع شده بیبی
کوک: تحمل ندارم دست کسی بهت بخوره فهمیدی.
داشتم از تعجب شاخ در می آوردم باورم نمیشد تو حالت مستی بودم نیاز داشتم با یکی باشم نمیخواستم اون یه نفر یکی از این ۳ تا باشه ولی مجبور بودم برای همین از بغل تهیونگ اومدم بیرون و کوک بوسیدم تعجب کرده بود ولی اونم شروع به بوسیدن من کرد دستاش و دور کمرم گذاشت داشتیم به اوج میرسیدیم که یکی جدام کرد
جیمین : هعی تک خوری نه منم میخوام
تهیونگ :منم میخوام
کوک : هعی بریم خونه تازه کارمون شروع شده
بعد این جمله فهمیدم که بدجوری گند زدم........
خمارییییی
تا پارت بعد صبر کن عزیزم
بچه بنظرتون اسمات بزارم یا نه کامنت ها رو پر کنین
پارت ۳
ویو ا/ت:
رسیده بودیم به بار از ماشین پیاده شدیم رفتیم داخل که اول کار ۳ نفر نظرمو جلب کردن اونا.. اونا مگه جینا یهو دستمو کشید و برد سمت رقص تو شک بودم که جینا هعی بالا پایین میپرید به منم میگفت برقصم هنوز حواسم به اون ۳ تا بود که داشتن از بالا تا پایین منو ورانداز میکردن یه اخم کردنمو سرمو برگردوندم روی جینا.
ا/ت: جینا من میرم ویسکی بگیرم باشه
جینا: چی صدات نمیاد آهنگ بلند
ا/ت: میگم میرم ویسکی بگیرممم( داد)
جینا : اهان باش برو
رفتم سمت میز گارسون اومد جلوم
گارسون : بفرمایید چی میل دارین
ا/ت: ۲ تا ویسکی لطفا
گارسون : الان براتون میارم خانم
منتظر بودم تا ویسکی هارو بیاره من به این زودیا مست نمیشدم ولی جینا چرا زود هوش حواسش پرت میشد میرفت تو عالم مستی داشتم فکر میکردم که دیدم یه دست دور کمرم حلقه شد فک کردم جیناس
ا/ت: جینا نکن خوشم نمیاد
هیچ صدایی نیومد دستاش و محکم تر کرد
ا/ت: جینا میگم نکن
جیمین : کوچولو چقدر خوردنی ای تو
بهم شک وار شد جیمین این صدا.. صدای جیمین بود بیشتر به گوشم نزدیک شد که نفسای داغش به دوستم میخورد به گردنم لیسی زد بدنم مورمور شد زود از اون حالت در اومدم و هولش دادم.
ا/ت: چه غلطی میکنی تو
جیمین : بیبیمو مزه میکنم خوشت نمیاد؟
ا/ت: معلومه که نه فک کردی من چیم هاااا( کمی داد)
جیمین : تو بیبی کوچولوی منی صداتم برای من بالا نبر عزیزم تنبیه میشی
ا/ت: خفه شو میبرم بالا ببینم جرعت داری چیکار کنی
ویسکی هارو برداشتمو رفتم پیش جینا اعصابم خورد بود وقتی چشمم به جینا افتاد دیدم داره با یه پسر لب میگیره رفتم پیششون زدم رو شونش
ا/ت: اهم اهم سینگل اینجا وایساده
جینا: اوه ا/ت ببخشید
ا/ت: بیا ویسکی رو آوردم
جینا ویسکی شو گرفت منم یه جا همه رو خوردم
اعصابم خورد بود نمیخواستم اون ۳ تا رو ببینم برای همین رفتم برقصم داشتم میرقصیدم که یه پسره اومد پیشم خوشگل بود داشت باهام میرقصید جونمو گرفت بالا داشت تو چشام نگاه میکرد که.......................
تهیونگ : دستت و از رو دوست دخترم بکش
جیمین : همین الان ولش کن تا نزدم از وسط نصفت کنم
کوک : دستای کثیفت به اموال من نخوره مرتیکه هیز
وقتی دیدمشون موندم هر ۳ تاشون اعصبانی بودن نمی دونستم چرا ولی خوشم اومده بود دوست داشتم بیشتر اذیتشون کنم تهیونگ دستمو یهو کشید که افتادم تو بغلش براید استایل بغلم کرد و منو برد سمت در.
ا/ت: هعی چیکار میکنی
تهیونگ : قراره بد تنبیه شی جوجه من
ا/ت: ولم کن
جیمین : تازه شروع شده بیبی
کوک: تحمل ندارم دست کسی بهت بخوره فهمیدی.
داشتم از تعجب شاخ در می آوردم باورم نمیشد تو حالت مستی بودم نیاز داشتم با یکی باشم نمیخواستم اون یه نفر یکی از این ۳ تا باشه ولی مجبور بودم برای همین از بغل تهیونگ اومدم بیرون و کوک بوسیدم تعجب کرده بود ولی اونم شروع به بوسیدن من کرد دستاش و دور کمرم گذاشت داشتیم به اوج میرسیدیم که یکی جدام کرد
جیمین : هعی تک خوری نه منم میخوام
تهیونگ :منم میخوام
کوک : هعی بریم خونه تازه کارمون شروع شده
بعد این جمله فهمیدم که بدجوری گند زدم........
خمارییییی
تا پارت بعد صبر کن عزیزم
بچه بنظرتون اسمات بزارم یا نه کامنت ها رو پر کنین
- ۹.۳k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط