همه از جمعه می نالند

همه از جمعه می نالند
اما جمعه
تنها روزیست
که من می توانم
صندلی چوبی ام را به پشت بام ببرم
و تماشای چشم های تو را
در غروب آفتاب
جشن بگیرم...🦋💞🦋


گوزلرون دلیسیم جیران گوز دلبریم💖


#عاشقانه
#بهترینم
دیدگاه ها (۰)

ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حالِ مَر...

شد ز غمت خانهٔ سودا دلمدر طلبت رفت به هر جا دلمدر طلب زهرهْ ...

هر روز به نو برآید آن دلبر عشقدر گردن ما در افکند دفتر عش...

گویند روزی ناصر الدین شاه تمام ادیبان را جمع کرد و گفت : تما...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

دخترک به آنجا امد و ارامش کنارش نشست ....و با همان رایحه همی...

شب هم بلاخره تموم شده همین که از روی صندلی های میز بلند شدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط