{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاشکی بعضی شبا میشد دوتا استکان چای ریخت،بعضی آدمهای مجاز

کاشکی بعضی شبا میشد دوتا استکان چای ریخت،بعضی آدمهای مجازی رو از تو همین صفحه بیرون کشید و آوردشون پیش خودت و باهاشون درد و دل کرد،باهاشون حرف زد،رو شونه هاشون گریه کرد و بعد دوباره گذاشتشون سرجاشون که برگردن سر زندگیشون،بعضی آدما خیلی حیفن واسه دور بودن،واسه مجازی بودن...
وحیف که خیلی حرفا گفتنی نیست..
تقدیم به همه دوستای مجازی❤❤
دیدگاه ها (۲)

کاشکی بعضی شبا میشد دوتا استکان چای ریخت،بعضی آدمهای مجازی ر...

رفتی....بی آنکه مرا به خدا بسپاری....نمی دانم خدا را از یادب...

حریم من حریم سلطان نیستکه حرمسرا باشدحریم من حرمت داردباید ل...

یاد گرفتمبخندم و ببخشم... خدا نیستم!ولی.....زیر سایه اش بزرگ...

بازگشت دوباره..

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 29・⁠]⁠ᕗ  اروم گفت‌ : خیلی وق...

پارت ⁶همون شب، بعد از اون حرف، یونگی نتونست بخوابه. تا صبح ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط