{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه میپرسند...

همه میپرسند...
چیست در زمزمه ی مبهم آب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید،روی این آبی آرام بلند؟
که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال...
نه به ابر،نه به آب،نه به برگ،نه به این آبی آرام بلند،
من به این جمله نمی اندیشم...
به تو می اندیشم،
ای سراپا همه خوبی،
تک وتنها به تو می اندیشم...
تو بدان این را،تنها تو بدان،
تو بمان با من،تنها تو بمان،
قصه ی ابر هوا را تو بخوان،
در دل ساغر هستی تو بجوش،
من همین یک نفس از جرعه ی جامم باقیست،
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش...
دیدگاه ها (۲)

ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ...

ﺍﺯ ﺑﺎﻍ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﭼﺮﺍﻏﺎﻧﯽ ﺍﺕ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﮐﺎﺝ ﺟﺸﻦ ﻫﺎﻱ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﻲ ﺍﺕ ﮐﻨﻨ...

کاش بچه میموندیم....

سلام به همهٔ دوستای گل ومهربونم امیدوارم که روزو شب خوب وشا...

همه می پرسندچیست در زمزمه مبهم آبچست در همهمه دلکش برگچیست د...

🫂🫀... همه می‌پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب؟ چیست در همهمه دلک...

my littel boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط