عشق اجباری پارت

عشق اجباری پارت ۴

کوکی از یخچال جین هیونگ
+ درسته من بردشم ولی حق دارم از تو یخچالش چیزی بردارم تو برو تو خونه خودت بخور شیرموز رو
_ مین سوو بس کن دیگه + چیه اشتباه میگم تو داری جوری با من رفتار می‌کنی که انگار من برده تو هم
_ مین سو من...
ویو مین سو
رفتم بالا راستی یونگیا بابت اون کاری کردی ممنون و یه بوس رو لپش گذاشتم
یونگی تعجب کرد جین هم قرمز شده بود
۱ هفته بعد
تو این یه هفته با جین خوب شدم راستش یه حسایی بهش داشتم ولی نه من نباید عاشقش بشم
روز مهمونی بود برای اینکه حرس جین رو در بیارم اول یه لباس باز اسلاید دو پوشیدم که جین کلی دعوام کرد بعد رفتم لباسی که یونگی گرفته بود رو پوشیدم خداروشکر برا این گیر نداد
ولی جین از یکچی ناراحت بود از ته ته پرسیدم گفت
جونگ هی یکی از دشمن های جین هست که تو اون مهمونی شرکت می‌کنه منم باشه ای گفتم رسیدیم به مهمونی رفتیم سمت یه میز و جین با چند نفر سلام و احوال پرسی کرد جونگ هی رو قبلاً موچی نشونم داده بود که دیدم خیلی داره بهم نگاه می‌کنه به جین گفتم میرم دستشویی اونم قبول کرد رفتم کارامو کردم داشتم می‌آمدم که سیاهی همه جارو فرا گرفت
جین ویو الان نیم ساعت که مین سو رفته ولی نیامده با بچه ها دنبالش گشتیم رفتم دست شویی فقط تنها چیزی که از مین سو بود گیر سر موهاش بود ناخواسته اشکی از چشمم اومد اگر یه چیزیش بشه چی اگر اون جونگ هی گرفته باشه چی ؟
رفتم با بچه ها درمیون گذاشتم از اون مهمونی اومدیم بیرون
مین سو ویو
چشمام رو باز کردم دیدم جونگ هی جلوم وایستاده داره می‌خنده بعد هم شروع کرد به کتک زدن من خیلی درد داشت همینجوری داشتم گریه میکردم
یه هفته بعد
جیهوپ ویو
فهمیدم مین سو کجاست سوکجینا سوکجیناااا
_ هوم با ناراحتی
جیهوپ مین سو رو پیدا کردم
بچه ها چییی
جیهوپ پیش جونگ هی هست
_ اون عوضی
نامی میخواست چیزی بگه که گوشی جین زنگ خورد
جین ویو
گوشیم رو برداشتم جونگ هی بود ( علامت &)
& به مستر کیم
_ خفه شو زرت رو بزن
& اگر دنبال معشوقتی پیش من
_ توی عوضیی
& هوی هوی آرام نمیخوای که بمیره ها ؟
_ دستت بهش برسه من میدونم با تو
&اگر میخوای ببینیش بیا پل ......
_ باشه امروز ساعت هفت میام اونجا
اماده شدیم رسیدیم ساعت هفت بود که یه ماشین جلومون پارک کرد و جونگ هی اومد بیرون خواستم برم بزنمش که کوک دستمو گرفت
_ پس مین سو کو عوضی
& اووو تند نرو
ویدیو کال گرفت داشت مین سو رو نشان میداد که یکدفعه ......
#BTS
#ARMY
#BANGTAN
#KIM SOOK_JIN
#BANGTAN BOYS
دیدگاه ها (۸)

اسلاید اول لباسی که مین سو پوشید و جین دعواش کرد اسلاید دوم ...

عشق اجباری پارت ۵ویو راوی تو این یه هفته جین خیلی نگران بود...

خونه جین تو فیک عشق اجباری راستی لایک پارت جدید یادتون نره!!...

عشق اجباری پارت ۳گایز اسم ا/ت از این به بعد مین سو هست مین س...

"سرنوشت "p,32..ویو بعد از شام ا/ت *.بعد از شام جیمین با ماشی...

part⑧ویو جونگ سوکارم تقریبا تموم شده بود وسایلمو جمع کردم بر...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۴۳که یه پیامک اومد برام باز کردم و دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط