{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نداری خال لب اما، به چشم من که زیبایی

نداری خال لب اما، به چشم من که زیبایی
فدای ناز لبخندت، تو در من خوب دنیایی

دل از من برده ای، دیگر به طنازی نیازی نیست
به گیسوی تو دل بستم، چقد زیباست شیدایی

تو شاید قطره ای باشی میان این همه مردم
ولیکن در خیال من، تو آبی تر ز دریایی

از این حسی که من دارم غم حال تو هم پیداست
اگر مجنون این عشقم، تو هم لیلای لیلایی

به پاس عاشقی عمری، به پای تو نشستم من
زلیخایی و در آخر به یوسف خوب می آیی

هوای عاشقی یعنی بیا دلتنگ هم باشیم
کمی بی تابی و گریه، کمی احساس تنهایی

بهشت من همین جاهاست کنار تو در این خانه
هبوط آدمی دیگر، به عشق یار حوّایی!
دیدگاه ها (۱)

خبر از دل چه بگویم که گرفتار تب استدل بیحوصله چندیست که جانش...

.

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کندگر نباشی در وجودم ...

چه قدر حس زلالی ست شاعرت باشمشریک خلوت شب های خاطرت باشمچه ق...

لذت عشق به این است که اظهار شودحسّ زیبای تو حیف است که انکار...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_373+بسههه بسههه دیوونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط