{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام همیشه میگن

بابام همیشه میگن
موقعی که آزاده ها را میبردیم تو محله هاشون،
بخاطر شدت شکنجه ها و دوری،
خیلیاشون آدرش خونه هاشون را یاد نداشتند
حتی بعضهم پدر و مادرشونم نمیشناختند.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

کسی چه می داند؟ شاید "یاسین" ♡ قلب قرآن ، همان " یاحسین " با...

تابلو «معرکه آب» اثر استاد حسن روح الامین روضه مجسم شب تاسوع...

دعا می کنمدر این شب تاسوعاامام حسین (ع) ضامن دعاهاتون ... ح...

wePart 7مایا: * از صدای بلند خوشم نمی اومد و واسم تراموا شده...

مافیای خشن من پارت ۱ نوشته:sarii

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط