آغوش

آغوش
سردم
را
ببین
محتاج دوزخ توام
روشن
نما
چشم
دل
خورشید کاشانه تویی





‌ ‎‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

نمی توانم نبودنت را بلد باشم یاد بگیرم و تمرین کنممن برای خو...

آدم از عشق چه میخواهد به جز قلبی که برایش بتپد به جز نگاهی ک...

از خدا پنهـان نبود و از تو پنهـان میکنمبعـدِ" #دل_بسـتن_به_ت...

دلم را ورق می زنمبه دنبالِ نامی که گم شددر اوراق زرد و پراکن...

ای که روشن شود از نور تو هر صبح جهانروشنای دل من حضرت خورشید...

دیدار با خود

آن نازنین امز من دل آزار شدروز روشن به چشم امشب تار شدلاله ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط