چرا برخی الکل مصرف می کنند؛ یا مواد مخدر؛ سیگار و خواب آو
چرا برخی الکل مصرف می کنند؛ یا مواد مخدر؛ سیگار و خواب آور؟
۱. فرار از «خودِ همیشه بیدار»
مغز مدام در حال تحلیل، نگرانی، برنامهریزی و قضاوت است.
این هوشِ بیوقفه گاهی تبدیل به «صدای درونیِ خستهکننده» میشود.
الکل و مواد مشابه، موقتاً این صدا را خاموش میکنند و به انسان حس «آرامشِ ناآگاهانه» میدهند
فرار از آگاهی؟
۲. کاهش دردهای عاطفی و حافظه
بسیاری از مصرفکنندگان، با خاطرات تلخ، اضطراب یا افسردگی دستوپنجه نرم میکنند.
این مواد مانند «مسکنهای خشن» عمل میکنند؛ نه برای لذت، بلکه برای بیحسکردنِ موقت رنجی که تحمل هشیارانهاش طاقتفرساست.
۳. نیاز به ارتباط اجتماعی بدون اضطراب:
متاسفانه برای برخی الکل «روانکننده اجتماعی» است.
ترس از قضاوت شدن را کم میکند و ارتباط را آسانتر میکند هرچند به بهای کاهش دقت و منطق و صدمه به بدن. چه کار غلطی
۴. لذتِ متناقض از دستدادن کنترل
انسان مدرن مجبور است همیشه کنترل داشته باشد (سر کار، در خانواده، در قوانین).
مصرف این مواد، لحظهای رهایی از این زنجیر کنترل را به او هدیه میدهد، حتی اگر به قیمت «سستی» و «گنگی» ناهشیار تلخ تمام شود.
پس چرا با وجود این همه ضرر، ادامه میدهند؟
چون دلیل روانی این مصرف، از دلیل منطقی ممانعت از آن قویتر است.
انسانها بهندرت کاری را «برای خراب کردن خود» انجام میدهند؛ بلکه آن را «برای تحمل کردن خود» انجام میدهند.
راه حل، نه در تحقیر مصرفکنندگان، بلکه در ایجاد جایگزینهای سالم برای کاهش اضطراب ( دعا و نیایش، ورزش، رواندرمانی، هنر، و ارتباطات عمیقتر) است.
تا وقتی که جایگزینی درست برای «فرار از خویشتن» وجود نداشته باشد، بسیاری از سر ناچاری و ناتوانی کسب آرامش به این مسیر غلط ادامه می دهند.
۱. فرار از «خودِ همیشه بیدار»
مغز مدام در حال تحلیل، نگرانی، برنامهریزی و قضاوت است.
این هوشِ بیوقفه گاهی تبدیل به «صدای درونیِ خستهکننده» میشود.
الکل و مواد مشابه، موقتاً این صدا را خاموش میکنند و به انسان حس «آرامشِ ناآگاهانه» میدهند
فرار از آگاهی؟
۲. کاهش دردهای عاطفی و حافظه
بسیاری از مصرفکنندگان، با خاطرات تلخ، اضطراب یا افسردگی دستوپنجه نرم میکنند.
این مواد مانند «مسکنهای خشن» عمل میکنند؛ نه برای لذت، بلکه برای بیحسکردنِ موقت رنجی که تحمل هشیارانهاش طاقتفرساست.
۳. نیاز به ارتباط اجتماعی بدون اضطراب:
متاسفانه برای برخی الکل «روانکننده اجتماعی» است.
ترس از قضاوت شدن را کم میکند و ارتباط را آسانتر میکند هرچند به بهای کاهش دقت و منطق و صدمه به بدن. چه کار غلطی
۴. لذتِ متناقض از دستدادن کنترل
انسان مدرن مجبور است همیشه کنترل داشته باشد (سر کار، در خانواده، در قوانین).
مصرف این مواد، لحظهای رهایی از این زنجیر کنترل را به او هدیه میدهد، حتی اگر به قیمت «سستی» و «گنگی» ناهشیار تلخ تمام شود.
پس چرا با وجود این همه ضرر، ادامه میدهند؟
چون دلیل روانی این مصرف، از دلیل منطقی ممانعت از آن قویتر است.
انسانها بهندرت کاری را «برای خراب کردن خود» انجام میدهند؛ بلکه آن را «برای تحمل کردن خود» انجام میدهند.
راه حل، نه در تحقیر مصرفکنندگان، بلکه در ایجاد جایگزینهای سالم برای کاهش اضطراب ( دعا و نیایش، ورزش، رواندرمانی، هنر، و ارتباطات عمیقتر) است.
تا وقتی که جایگزینی درست برای «فرار از خویشتن» وجود نداشته باشد، بسیاری از سر ناچاری و ناتوانی کسب آرامش به این مسیر غلط ادامه می دهند.
- ۱۶۹
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط