سناریو

# سناریو
سناریو درخواستی
وقتی باهاشون بحث کردی و تا صبح بیرون موندی و میای خونه (خونه دوستت بودی، سر یه موضوع کاری بحثتون شده و خیلی ناراحتی)

(کلید رو میندازی و آروم در رو باز میکنی. سرت پایینه و سعی میکنی با کسی چشم تو چشم نشی)

نامجون: (با نگرانی به سمتت میاد) "کجا بودی تا الان؟! چرا هر چقدر بهت زنگ زدم جواب ندادی؟ میدونی چقدر نگرانت شده بودم؟ فکر کردم یه اتفاقی برات افتاده..."

جین:(با صدایی که سعی میکنه عصبانیتش رو پنهون کنه) "دختر، میدونی چقدر نگران شدم؟ قلبم داشت میومد تو دهنم! مثلاً که چی تا الان نیومدی خونه؟"

شوگا: (هدفونش رو گذاشته و داره آهنگ گوش میده، یه نگاه کوتاه بهت میندازه و دوباره روشو برمیگردونه)

جیهوپ: (با اخم نگات میکنه و سرشو برمیگردونه. مشخصه که خیلی ناراحته)

جیمین: (با صدای آروم ولی عصبانی) "میدونی چقدر نگرانت شدم؟ چرا این کارو کردی؟"

تهیونگ:(دستتو میگیره و نمیذاره بری) "کجا؟ نمیذارم بری. بیا اینجا ببینم چی شده..." (شروع میکنه به نوازش موهات و آروم ازت میپرسه که چی شده)

جونگ کوک:(یه قلپ از شیرموزش میخوره و یه نگاه دزدکی بهت میندازه، انگار داره سعی میکنه بی‌تفاوت باشه ولی نمیتونه)
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳

پارت 2

_#سناریو _"وقتی داری با خودت حرف میزنی و میخندی"نامجون: وا د...

سلامممممم بلخره ادامینتون برگشت 😁🥳 دلم براتون تنگ شده بود 🥲🥺...

این مومنتم رفت جز مورد علاقه هام(:🚶🏻‍♀-طوری که جیمین برمیگرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط