در قلب من خسته بجز تو احدی نیست

در قلب من خسته بجز تو احدی نیست
هر کس که بیاید به قیاست عددی نیست

گفتی به من ساده اگر پیش بیایی
هرگز به تو و سینه ی تو دست ردی نیست

من آمدم از راه و نشانی که تو دادی  
دیدم که به دستان تو اصلا سندی نیست

آن لحظه گرفتار ترحم شده بودی
بر من ....و دل من که سزاوار بدی نیست

از دست خودم شاکی و در بند غرورم
هر چند که این خرد شدنها ابدی نیست

گفتی که بیا دور بمانیم از این پس
دیدم به خدا فکر تو هم فکر بدی نیست

وقتی که فراموش شده خاطره هامان
از هرچه که بین من و تو بوده ردی نیست

بهتر که همان دور بمانیم چرا که
از سوی تو دیگر نفسی ...یا مددی نیست!
دیدگاه ها (۰)

پیام یک فلسطینی که در یک برنامه زنده ترکی خوانده شد:به کشوره...

خبرنگارها به دنبال اینترنت روی پشت بامهای غزه/خبرولی چه روزه...

ببینید دوستان این مورد هم یکی از نمونه های حماقت های دوستان ...

از بس قرمز شد دیگه کبود و سیاه شد و پارچه مشکیش هم زدن:/یکی ...

زندگی نامعلوم

زندگی نامعلوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط