{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

NHR

NHR

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنم
و دردهای سینه را , در این سُروده رُو کنم

شکایتی ندارم و , گلایه هَم نمیکنم
گلایه از تو یا خودم , زمانه یا از او کنم !!؟ نمانده راه و چاره ایی , برای دردهای من
بغیر از این که بُغض را , شکسته در گلُو کنم

هنوز آرزو بدِل , نمانده ای و مانده ام
نگو که بی تو مرگ را , دوباره آرزو کنم

چرا ستاره ایی شُدی , که در شَبم غروب کرد؟
طلوعِ این ستاره را چگونه جستجو کنم

شب از شبم سیاهتر , بخود ندیده روزگار
نشُد که رنگِ تیره را , به گریه شُستشو کنم

به آسمان نمیرسد , دعا و ضَجه های من
مگر نماز عشق را , به خونِ دل وضو کنم
دیدگاه ها (۲)

NHRجان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهو...

، بوسید سرم را که بگوید نگران بوددنبال کسی بود که خود غافل ا...

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

ڪاش می شد لحظه ها را پس گرفتعشق های بی صدا را پس گرفت یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط