{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

NHR

NHR

جان من در دست او دستش به دست دیگری
جام من در دست او ، مدهوش و مست دیگری
ماه او در چشم من چشمش به چشمان رقیب
هستیم از هست او هستش به هست دیگری
عمر من شد در فراق، او غرق عیش همرهان
قبله ی من روی او ، او بت پرست دیگری
تار زلفش دار من ، نوش لبش بر یار خود
آرزویم وصل او ، او سوی وصل دیگری
کوه کندم بهر او ، سرها سپردم در رهش
آمد اما در میان ، گفت:"ناز شصت دیگری"
دیدگاه ها (۶)

، بوسید سرم را که بگوید نگران بوددنبال کسی بود که خود غافل ا...

من گرفتار تو بودم تو دچار دگریمن همه مست تو اما، تو خمار دگر...

NHRغزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمو دردهای سینه را , در...

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط